هیس...
هیس...
هیچـی نگـو!!!
فقط بغلم کن...
دلـم...
دلـم تنــگ شـده...
واســه...
صدای خواب آلودت... بـوی ِ ادکلنـت... دعوا کردنت...
واسه وقتی زل میـزدی تو چشمـام... قلقلک دادنت...
واسه چشمات...
واسـه گـرمی دستـات...
صـدای نفسات دم گـوشم...
زمـزمـه هات زیـر گـوشـم...
واسه بغل کـردنـت که میگفتی تو فقط بـاید مـال مـن باشـی...
واسـه بـوی ِ عطر تنت...
واسه قربـون صـدقه رفتنات...
وقتایی که بغلم میکردی...
بوسایِ خعلـی طولانــی...
واسـه وقتـایی کـه زل میزدی تو چشام و از شوق قلبـم میومـد تو دهنـم...
وقتی میترسیدم بغلم میکردی میگفتی از هیچی نترس تا من هستم...
واسه وقتی که سفت بغلم میکردی فشارم میدادی...
واسه اخم کردنات و خندیدنای بینش...
واسه اس ام اس های شبانه...
واسه یواشکی حرف زدنمون....
واسه ......
هیچـی نگـو!!!
فقط بغلم کن...
دلـم...
دلـم تنــگ شـده...
واســه...
صدای خواب آلودت... بـوی ِ ادکلنـت... دعوا کردنت...
واسه وقتی زل میـزدی تو چشمـام... قلقلک دادنت...
واسه چشمات...
واسـه گـرمی دستـات...
صـدای نفسات دم گـوشم...
زمـزمـه هات زیـر گـوشـم...
واسه بغل کـردنـت که میگفتی تو فقط بـاید مـال مـن باشـی...
واسـه بـوی ِ عطر تنت...
واسه قربـون صـدقه رفتنات...
وقتایی که بغلم میکردی...
بوسایِ خعلـی طولانــی...
واسـه وقتـایی کـه زل میزدی تو چشام و از شوق قلبـم میومـد تو دهنـم...
وقتی میترسیدم بغلم میکردی میگفتی از هیچی نترس تا من هستم...
واسه وقتی که سفت بغلم میکردی فشارم میدادی...
واسه اخم کردنات و خندیدنای بینش...
واسه اس ام اس های شبانه...
واسه یواشکی حرف زدنمون....
واسه ......
- ۴۶۹
- ۰۳ مهر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط