{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🌷 🌷 🌷

🌷 🌷 🌷
زندگی یک اتاق با دو پنجره نیست …
زندگی هزاران پنجره دارد
یادم هست؛
روزی از پنجره ناامیدی به زندگی نگاه کردم،
احساس کردم می‌خواهم گریه کنم
و روزی از پنجره امید به زندگی نگاه کردم،
احساس کردم می‌خواهم دنیا را تغییر دهم
عمر کوتاه ست
فرصت نگاه کردن از تمامی پنجره‌های زندگی را ندارم …
تصمیم گرفته‌ام فقط از یک پنجره به زندگی نگاه کنم، و آن هم پنجره عشق
🌷 🌷 🌷
دیدگاه ها (۲)

ذهنم خسته ،چشم بسته ،دلم ازخیلیا شکسته

✍ ✔ اﮔــﻪ ﺩﯾــﺪﯼ ﯾِـــﻪ دختر ﺗــﺎ ﺻُﺒــﺢ ﺑﯿــﺪﺍﺭﻩ ﻧَﮕــــــ...

↑❂✘ ﯾﻪ ﺑﺪَﻧـــــــــــــــــﻪ ﻟَــــــــــــــــﺶْ . . ☞ ﻫَﻔ...

روزا ☜خواب شبآ تآ ↯صبح↯ بیدار بھ فکرہ✘ آی...

رمان: رنگِ انتقام، بویِ عشقپارت بیست‌وسوم | شروعی ناخواستهچن...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش دوم__سوروسیک کافه متحرک پیدا می‌کنم و پایی...

✦ اولین گناه ✦فصل نهم: مردی که برگشت---با بدنی که آتش بود، ا...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐صبح روز بعدنور آفتاب از پنجره وارد اتاق ...

عاشقانه های شبنم

مردی که در کنارم بود

قسمت ۷

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط