این یه عشقه بیب

این یه عشقه بیب
پارت.: 36

از اتاقم اومدم بیرون جونگکوک به لباسم نگا کردم یکم اخماش رو توهم کشید اما چیزی نگفت
دستمو توی دستش حلقه کردم و راه افتادیم
سوار ماشین شدیم خیلی دوست داشتم بدونم کجا میریم و برای همین به جونگکوک گفتم
+ جونگکوک توروخدا بگو کجا داریم میریم
_ فضول خانم میریم میفهمی
کلافه شدم اما ذوقی توی کلافم پنهان شده بود
جلوی یه رستوران نگه داشت یه رستوران باکلاس
پیاده شدم و با ذوق به داخل رستوران نگا کردم باهم دیگه به سمت رستوران رفتیم
داخل یه میز نشستیم و با تعجب بهش نگاه کردم که جونگکوک یه تک خنده‌ای کرد و گفت
_ چرا انقد تعجب میکنی اومدیم رستوران دیگه
چشم غره‌ای براش رفتم و گفتم
+ برای چی گفتی خوشگل کنم وقتی تو همینجوریش منو دیدی
_ دوس داشتم برای من خوشگل کنی
چندش نگاش کردم که گونمو نوازش کرد جا خوردم
غذاهارو اوردن و منو جونگکوک مشغول خوردن شدیم
بعد خوردن غذا جونگکوک یکم رنگش پرید و یه جعبه گذاشت روبه روم
جعبه رو برداشتم که جونگکوک گفت
_ این یه هدیه‌س برای تو خودم گرفتم
لبخندی محوی زدم و جعبه رو باز کردم یه دسبند ست بود که رو هردوشون اسم جنی و جونگکوک نوشته بود و دوتا گردنبند قلبی که وقتی بازش میکردی یه طرفش عکس من بود یه طرفش عکس جونگکوک اسم منو جونگکوک بود
دیدگاه ها (۰)

ترکم نکن

((جوانه عشق در قلبی سنگی))part:15[ویو جونگکوک]داشتم به دشمن ...

(دلداده) ویو جونگکوک ساعت ۱ بود پس پاشدم رفتم حموم و لباسام ...

/عشق فراموش شده/{p6} ...

چند پارتی (درخواستی)

Pat:9اسم: عاشق چشماش شدما.ت . جونگکوک گفت که بیا امشب با هم ...

اسم فیک: عشق اجباری من پارت: بیست و سوم"ویو مین جی"فروشنده خ...

رومان روز برفی (پارت3)از از زبان ات اصلا دیشب نفھمیدم کہ چہ ...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰³بعد دستاشو روی پهلوهام گذاشت و منو ب...

Cruel Love پارت ۱۰ که صدای لارا اومد#:شما باز دارید دعوا میک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط