{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خبر نداری از دلم که ساده درد می کند

خبر نداری از دلم که ساده درد می کند

از این دلی که بی تو بی اراده درد می کند


مدام ذهن خسته ام تو را مرور می کند

سَرَم،سَرَم، خدا،که فوق العاده درد می کند


به جاده می زنم ولی چقدر پای عاشقم

از اینکه بی تو می رود پیاده درد می کند


گله ندارم و غم ِ تو را به دوش می کشم

فقط شنیده ام که دوش ِ جاده درد می کند


تمام تار و پود من ، از اینکه بی خیال ، تو

دلت به من اهمیت نداده درد می کند
sadsunset
دیدگاه ها (۲)

من عاششششق این شعرم :|در خیالات خودمدر زیر بارانی که نیستمی ...

ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺑﺮﺍﺯ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﺮﻧﻪ ﺑﻌﺪﻫﺎ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﺎﺑﻮﺱ.ﻣﯽ ﺷﻮﺩ...

خدا به فکر فرو رفت: این پری بشود؟و یا برای جهانم پیمبری بشود...

ﯾﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﻫﻢ ﻫﻤﮥ ﺍﯾﻦ ﺑﺪﺑﺨﺘﯿﺎ ﺗﻤﻮﻡ ﻣﯽﺷﻦ ﻭ.............ﺑﺪﺑﺨﺘﯿﺎﯼ ...

عاشقانه های شبنم

My Fateful Destinyسرنوشت شوم من part۱۵حالا دیگه نه صدایی میش...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش ششم_ جولیت_مکس و جارویش نجاتم دادند.سعی می...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①④ تو به کسی نیاز نداری تا کاملت...

عجیب‌ترین برده‌هایی که دیده‌ام، کسانی بودند که تمام عمرشان ر...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧ 𝟙 اگه اولش به فکر آخرش نباشی، آخرش به فکر اولش میوفت...

Dana-Apada

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❸_بخش دوم_مکانی جدید می‌رویم که تا به حال ندیده ...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت دوم: تقدیم به یک معامله‌ی سیاهبا د...

پارت : 20 (بخش1) **زاویه دید: زین**«نه. اصلاً حرفش رو هم نزن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط