اگه خسته شدی شبی ازاین همه رفتن، بدون که من تا همیشه، آما
اگه خسته شدی شبی ازاین همه رفتن، بدون که من تا همیشه، آمادگیِ برگشت تورو دارم. شاید حتی خودم نباشم حین برگشتت. ولی بخشی ازم هنوز منتظرت مونده. شاید یه نامه ی آخر شدم، روی در چشم ترین نقطه ی میز. شاید راحتی کاناپه شدم برای خستگی تنت. شاید تنها لیوان شسته شده ای شدم، که بناست میزبان قهوه ای باشه که به مناسبت برگشت تو داغ شده. اگه یه شب خسته شدی از ادامه به رفتنت، از با بی مقصدی کسل شدن چشمات، برگرد اینجا. به قدر یه برگشت از تو، جای زندگی مونده هنوز در این خونه.
- ۶۵۸
- ۱۸ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط