{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک ارباب سختگیر!

فیک ارباب سختگیر!
پارت یازدهم

که یهو با تعجب خیلی زیاددددددددد گفت عجب خندیدم!


. وایی لباتتت!

،شرمنده نمیزارم تست کنی!

. چرااااااااااااااااااااااااااااا

، زیرا برای اینکه

. تروخداااا(کیوت)

،نع

باشه(با لحنی که بعدا انتقام میگیره)

، هعیییی

میخواستم بلند شم برم که یهو گفت هعی بیب کجا؟!

، میخوام برم روتین پوستیمو انجام بدم


. بعدش میای؟!

،اوهوم

. اوکی برو!

ا.ت ویو
بلند شدم رفتم دستشویی و رو تین پوستیمو انجام دادم بعد اومدم بیرون و دیدم جونگ کوک خوابه و بعد رفتم روی کاناپه خوابیدم!
حدود1ساعت بعد با نگاه سنگین یکی و نفس هاش بیدار شدم دیدم جونگکوکِ داره با عصبانیت بهم نگاه میکنه که یهو گفت...

خوب بود؟!
پارت بعد بزارم؟!
؟!
؟!
؟!.؟!
دیدگاه ها (۴)

رمان

رمان: قلب در تاریکی

《 جوآهرِ مَن ؛ 》 پارت اول ؛مامان یور بیدارم کرد ، آخرین روزا...

مافیای من

پارت ۱۹پدر غیرتی منویو جیابهش نگاه میکردم که یکی از شورت های...

P7ویو جونگکوک:نشسته بودم رو کاناپه یهو دیدم که میونگ اومدمیو...

The unwanted Roommate__________________________ویو پارک یوری...

Part ²⁸ ویو لیلی ساعت 8 شب همینجوری نشسته بودم و به نیم...

" ویو کوک "صبح از خواب بیدار شدم و به روزی که اصلا دلم نمیخو...

From hate to lovePart::1علامت ارتمیس _علامت جونگ کوک +«ویو ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط