{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من و دل آمده بودیم به مهمانی تو

من و دل آمده بودیم به مهمانی تو
هر دو لبریزِ غزل غرقِ گُل افشانی تو

دلَکَم عرضِ ادب کرد و همان گوشه نشست
من همه محوِ دل و او همه حیرانی تو...

شبِ شعری که به پا بود در آن صبحِ لطیف
برد ما را به تبِ خیس و غزلخوانی تو...

من دچارت شدم آنگاه نگاهم کردی
دل گرفتارِ همان موسمِ بارانی تو...

چشمِ تو خلوتِ خوبی ست اگر بگذارند
من و دل زائرِ آن معبدِ روحانی تو...

گاه سرشارتر از حسِ شکفتن در باد
روزِ آغازِ من و خلوتِ عرفانی تو...

آسمان نیز ورق خورد همان روز که باز
من و دل آمده بودیم به مهمانی تو........
دیدگاه ها (۳)

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

من...و...دل...آمده بودیم...به...مهمانی توهر دو...لبریزِ غزل....

من...و...دل...آمده بودیم...به...مهمانی توهر دو...لبریزِ غزل....

من ودل آمده بودیم به مهمانی توهر دولبریزِ غزل غرقِ گُل افشان...

تقدیم به امام مهربانیها...من و دل آمده بودیم به مهمانی توهر ...

من و دل آمده بودیم به مهمانی تو هر دو لبریز غزل غرق گل افشان...

من و دل آمده بودیم به مهمانی توهر دو لبریز غزل غرق گل افشانی...

من و دل آمده بودیم به مهمانی توهر دو لبریز غزل غرق گل افشانی...

من و دل آمده بودیم به مهمانی توهر دو لبریز غزل غرق گل افشانی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط