{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش خدا . . . . .

کاش خدا . . . . .

از پشت ابرها میومد بیرون و محکم گوشمو می گرفت و میکشید . . . . .

و میگفت:

آهای . . . . .

همینی که هست انقدر غر نزن . . . . .

بعد یواشکی . . . . .

چشمک میزد و میگفت:

غصه نخور درست میشه . . . . .
دیدگاه ها (۲۷)

p3 *پرش زمانی به بعد کلاس*ا.ت:جانم تهیونگ کاری داری؟ تهیونگ:...

یه سناریو می‌خوام در مورد این که وقتی زنشونیم خب بعد یه دختر...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_69که همون لحظه سارا وارد آشپ...

کپشن مهمه🎀🤭عروسک من😈🔞پارت بیست و یک میخواستم دستمو عقب بکشم ...

فیک کوکفصل ²پارت ⁴ویو ا.تاز پله ها غر غر زنان رفتم بالا وارد...

فصل اول قسمت دوم این قسمت: خیابان تاریک و بارانی جهان زیرین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط