{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part

part 58
ری: پاستای فرانسوی چطور
سوزومه: عالیه بریم
ری: نمیخوای که با این لباسا بری
سوزومه: اوخ.... یه چند مین وایسامن لباسمو عوض کنم میام
رفتم اتاقمو یه لباس گرم برداشتمو پوشیدم موهامو درست کردمو از جاکفشی یه فوتبال برداشتمو رفتم پایین ری رو کاناپه نشسته بود
جنیور: جایی میری
سوزومه: اوم با ری دارم میرم رستوران
جنیور: اوم
سوزومه: توچی
جنیور: من یه کاری برام پیش اومده سری میام
سوزومه: اوکی به سلامت
رفتم پیش ری
سوزومه: بریم
ری: بریم
سوار ماشین شدیمو رفتیم رستوران روی یکی از میزا نشستیم گارسون اومد
گارسون: چی میل دارید
ری: یه پاستای فرانسوی و یه قهوه
گارسون: تا ده مین دیگه سفارشتون امادست
ری: ممنون(گارسون رفت)
سوزومه: تو نمیخوری
ری: اشتها ندارم
سوزومه: اوم..... این وقت شب میخوای قهوه بخوری؟
ری: یزره قهوه چیزی نیست
سوزومه: هرجور راحتی........ اوه راستی دوشیزه جسیکا چی شد
ری: دوباره ردم کرد
سوزومه: چیی امیلی گفت همچی حل چرا....... تو ریدی
ری: شوخی کردم... خودش قبل من اعتراف کرد
سوزومه: واااااو پس بدست اوردیش
ری: اوم
سوزومه: پس هردوتون بهم مدیونین
ری: چی میخوای
دیدگاه ها (۱)

part 59سوزومه: به موقش فک میکنم گارسون سفارشامونو اوردگارسون...

part 60دستمو اوردم جلو که از جیبش یه ساعت در اورد و به دستم ...

part 57ری: قبرستون....معلومه خونسوزومه: نمیخواد گفتم که حالم...

part 56هلن: الو؟ امیلی: سلام هلن خودتیهلن: بله خودممامیلی: م...

Part:43. #ریاست.عشقهشت سال بعد...

اسم فیک:ولی تو نمیدونی که من عاشقتم +مکالمه با ملیسا رو تموم...

پارت۹~Goddess ~رمان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط