{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت این بود که من با تو معاصر باشم

قسمت این بود که من با تو معاصر باشم
تا در این قصه پر حادثه حاضر باشم
حکم پیشانیم این بود که تو گم شوی و
من به دنبال تو یک عمر مسافر باشم
تو پری باشی و تا آن سوی دریا بروی
من به سودای تو یک عمر مرغ مهاجر باشم
قسمت این بود ، چرا از تو شکایت بکنم ؟
یا در این قصه به دنبال مقصر باشم ؟
شاید این گونه خدا خواست مرا زجر دهد
تا برازنده اسم خوش شاعر باشم
شاید ابلیست تو را شیطنت آموخت که من
در پس پرده ایمان به تو کافر باشم
دردم این است که باید پس از این قسمت ها
سال ها منتظر قسمت آخر باشم...
دیدگاه ها (۱)

اجازه هست به لوح دلت قلم بزنم برای یکدفه حرف از ته دلم بزنما...

من خریدار نگاه خسته ات هستم هنوزبا همان شوریدگی دیوانه ات هس...

عاقبت قلب تو را با شعر راضی می کنمبا ردیف و قافیه دیوانه باز...

. باز با آیات عشقت مست و بیمارم نکن شعر، خوابم میکند ، آرام،...

My lovely neighbor part : 47

My lovely neighbor part : 46

قسمت  اين بود که من با تو معاصر باشمتا در اين قصــــه پر حاد...

قسمت این بود که من با تو معاصر باشم تا در این قصه پر حادثه ح...

قسمت این بود که من با تو معاصر باشمتا در این قصه پر حادثه حا...

قسمت این بود که من با تو معاصر باشمتا در این قصــــه پر حادث...

قسمت این بود که من با تو معاصر باشمتا در این قصه پر حادثه حا...

قسمت این بود که من با تو معاصر باشم تا در این قصه ی پر حادثه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط