{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به چشمهایت بگو...

به چشمهایت بگو...
نگاهم نڪنند.
بگو وقتے خیره ات مے شوم
سرشاטּ به ڪار خودشاטּ باشد...!
نه ڪه فڪر ڪنے خجالت مے ڪشم ها..
نه!
حواسم نیست... عاشقت می شوم...!!!
دیدگاه ها (۲)

بوی تنش آشنابود، کسی که خنجربه پشتم فروکرد.. راستی، این عطر ...

نگران نباش حال دلم خوب است!!! نه از شیطنت های کودکانه اش خبر...

...

يك بنده خدايي ، كناراقيانوس قدم مي زد،وزير لب دعايي راهمزمزم...

عاشقانه های شبنم

پارت 35𐙚🦋 ویو ته 🦋𐙚این حس عجیب…فقط یک علاقه ساده نبود.هرچی ب...

چند پارتی درخواستی

پارت ۳۳ته:دیونه چرا تو از اون موقع تو فکری؟ 😏🦋هیون‌وو با لبخ...

پرسه در جنگلدرِ کتابخانه آرام باز شد.کوک وارد شد.کت مشکی‌اش ...

پارت 42 𐙚ویو آت:با چیزی که دیدم، واقعاً کپ کردم... 😳همون‌جا ...

پارت 44╭─ 🎀🦋 𝑽𝒊𝒆𝒘 𝑯𝒚𝒖𝒏 𝑾𝒐𝒐 🦋🎀 ─╮دایی: آهان... فهمیدم! 😏آت: چ...

پارت ۲۸ ته: ساکت شو!همون یک جمله کافی بود.انگار تمام بغضم یک...

پارت 32🎀🦋 ویو آت 🦋🎀آت: بیا دیگه!ته: باشه. 😐🚗 توی ماشین...هیو...

پارت 36𓂃 ࣪˖ ִֶָ🦋 ویو آت 🦋𓂃 ࣪˖ ִֶָبعد از چند دقیقه، هیون‌وو ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط