خواهرم ......
خواهرم ......
خوشککم......
کجایی
دقیقا همین دقیقه ها بود که دکترا
قطع امید کردن و گفتن امشبو همتون پیشش باشین
ماهم گفتیم باشه ما همیشه پیششیم
گفتیم کی میتونیم ببریمش گفت فردا ببرینش ماهم خوشحال از اینکه عزیز دلم فردا مرخص میشه فک کنم تقریبا ساعت یازده بود که مامان و بابا و خواهرا رفتن بیرون اتاق و فقط من موندم پیشت یه درخواست کردی و گفتی یه لیوان آب منم رفتم از مامان پرسیدم آب رو کجا گذاشتی گفت تو یخجال هست وقتی اومدم و آب رو تو لیوان ریختم و بهت دادم بلندت کردم که بخوری توهم منو بغل کردی و گفتی دوست دارم
آریانا کجایییییییییی
خوشککم......
کجایی
دقیقا همین دقیقه ها بود که دکترا
قطع امید کردن و گفتن امشبو همتون پیشش باشین
ماهم گفتیم باشه ما همیشه پیششیم
گفتیم کی میتونیم ببریمش گفت فردا ببرینش ماهم خوشحال از اینکه عزیز دلم فردا مرخص میشه فک کنم تقریبا ساعت یازده بود که مامان و بابا و خواهرا رفتن بیرون اتاق و فقط من موندم پیشت یه درخواست کردی و گفتی یه لیوان آب منم رفتم از مامان پرسیدم آب رو کجا گذاشتی گفت تو یخجال هست وقتی اومدم و آب رو تو لیوان ریختم و بهت دادم بلندت کردم که بخوری توهم منو بغل کردی و گفتی دوست دارم
آریانا کجایییییییییی
- ۲.۴k
- ۲۲ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط