{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قاتل زنجیرای من ⛓️🩸[19]

قاتل زنجیرای من ⛓️🩸[19]

در اتاق رد باز کرده دید ا/ت نوشته روی تخت اش اون اینجا چیکار میکنه کم کم رفتم سمتش تا کی بلند شده با صدای سرد، جدی لب زدم ؛‌_ اینجا چیکار میکنی بچه؟
+ ام صدای خندات اومده ترسيدم ولی یه صدای ثربه شنیدن نگران شدم‌برای همین‌اومدم *آروم‌، لرزه*
_ خيالت راحت سالمم بچه ولی بعدا بیا تو اتاقم باهات کار خصوصی دارم * سرد ، جدی *
+چشم‌* رفت ، آروم *
تهیونگ رفتن ا/ت رو تماشا کرد بعد رفت نشسته روی تخت به این فکر نکرده بود از ا/ت درخواست کنه نقش نامزده و همسر آینده اش بازی کنه حالا باید بازی کنه برای نجات جون خودش وخانواده اش اه سرم درد میکنه دراز میکشه چشماش گرم خواب میشن ......
[بریم سراغ ا/ت🦦]
......................................
ذهنم درگیر تهیونگ میخواد چی بگه بهم بابام که بهم زنگ نزده اون داداش های عزیز هم زنگ نزدن یعنی چی خو من یک یا چهار روز غیب شدم نگرانم نشدن شاید شد باشن اه‌سرم درد میکنه بهتر قرص سردرد بخورم *خوردن قرص سردرد*
آروم از آشپزخونه رفت بیرون از پله ها بالا رفت رسید به اتاق خوابش در رو باز کرد رفت سمت تخت گوشیشو برداشت تا یکم‌درباره احساساتش تحقیق کنه همینجوری سرگرم تحقیق کردن‌بود که به کلمه *عشق خورد* تو شک رفت‌ولی به خودش اومد به احساساتش لعنت فرستاده که از گوشیش پیامک اومد ازطرف الینا سریع باز کرد پیام شو خوند بازم دعوت کرده بود به بار از ترس اینکه دوباره کتک بخوره قبول نکرده دلیلشم گفت بعد گوشی رو خاموش کرد گذاشت کنارش خواست برگرد به یه چی سخت سفت برخورد کرد سریع سرشو بالا آورد کا کاشکی نمیاورد......[ادامه دارد ]

سلام ببخشید بچه ها یکم پارت خیلی کم نوشتم ایده کم آوردم ولی سعی میکنم ایده بیشتری گرفتم پارت رو طولانی کنم ممنونم از حمایت هاتون خسته نباشی مراقب باشید تا جمعه که دوپارت جدید میزارم پس تا جمعه با دوپارت خب مراقب باشید بای بای ...🤓👌
دیدگاه ها (۲)

قاتل زنجیرای من 🩸⛓️[18]احساس نور گرما می خوره به صورتم چشما...

قاتل زنجیرای من 🩸⛓️[۱۷]تا اینکه دید ا/ت آروم چشماشو باز میکن...

پارت 4

سناریو 🪽 ✨ « وقتی همسرشون هستی و صبح میری که بیدارشون کنی » ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط