{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوپارتی اسمات*

دوپارتی اسمات*
part¹

ویو شوگا::

چندروزی بود ات هی اصرار داشت بریم پیاده روی، با اینکه حوصله نداشتم اما قبول کردم، بعد از چندساعت پیاده روی که هوا هم شب شده بود، نشستم روی یکی از نیمکت های پارک چون واقعا خسته شده بودم، از شانسم تا نشستم بارون اومد و هر لحظه شدید تر میشد، چون هوا هم شب بود باد میزد و این بیشتر هوارو سردتر میکرد، هیچ تاکسی ای هم نمی ایستاد تا سوار شیم، سریع کتم و در آوردم و تن ات پوشوندم چون لباسش نازک بود و نمیخواستم سرما بخوره، اما الان خودم سرما خوردم(🗿🗿🗿) دوهفته اس همینجوری رو تخت افتادم و ات ازم مراقبت میکنه، اونم با یه لباسی که اوففففففففف(اسلاید بعدی) هر سری تحریکم میکنه اما چون سرما دارم نمیتونم باهاش چیز کنم

ویو ات::

الان ۲ هفتس شوگا سرما داره و من خیلی دلم اهم اهم میخواد اما نمیشه، واسه همین با یه لباس باز ازش مراقبت میکنم تا وقتی بهتر شد________

توی آشپزخونه بودم و داشتم واسه یونگی سوپ درست میکردم یه دستی دور کمرم حلقه شد و نفس های داغش به گردنم برخورد میکرد، بدون اینکه برگردم گفتم..

- شوگا مگه تو مریض نیستی؟

+ مراقبت های جنابعالی اثر کرد
+ از عمد با این لباس ازم مراقبت کردی؟

-اومممممم چیشده مگه؟*عشوه

+ الان یه چیشده ای نشونت میدم

- اوممممممم ددی پاهای من همیشه برات بازه*عشوه


پارت بعدی اسماته، جنبه نداری نخون!
دیدگاه ها (۱۱)

وقتی مریض بودی ولی …

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و... p18ات. تو.... تو اونو ک...

دو پارتی درخواستی اسمات*لطفا اگر خوشتون نمیاد و جنبه ندارین ...

🔪🌀وقتی دستت برید و بهش نگفتی🌀🔪درخواستییساعت10 شبامروز  شوگا ...

𝓟𝓪𝓻𝓽 ۵۱✦ات ویوتمام مسیر برگشت از کمپانی فقط به حرف‌های ریچار...

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

فیک کوچولوی من پارت سوم بچها قبل از این که شروع کنم علامت می...

شب تولدم فصل 3پارت 3ات: چیکار میکنی تو گوشیت؟ جونگ کوک: هیچی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط