{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک نخ تنهایی دود میکنم

یک نخ تنهایی دود میکنم
به یاد تمام دل مشغولی هام...
یک نخ سکوت
به یاد حرفهام که همیشه قورت دادم...
یک نخ بغض
به یاد تمام اشک های نریخته...
کمی زمان لطفا ،به اندازه یک نخ...
به اندازه قدم های کوتاه عقربه...
یک نخ بیشتر تا مرگ این پاکت نمانده...
دیدگاه ها (۲)

My professorChapter:2Part:111با شنیدن این صدا...قلبم شروع به...

گروس عبدالملکیان، شاعر و نویسنده معاصر ایرانی، متولد ۱۸ مهر ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭: ⁷⁰ویو: اتچند روز از مرگ بابا گذشت...

پارت ۱۱: مرزِ نامرئیاشک‌هام رو با آستینم پاک کردم و نفسی که ...

୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی زمانی که دست‌های تهیونگ بین انگشت‌...

رمان :قرار داد سرنوشت. part:۴

#تاج_و_طوفانپارت ۱۹۷: فاصله‌ای که نباید شکسته شودسوآ هنوز جل...

#بوسه_مرگ "پارت ۷۰"دقایقی بعد...آروم کنار مسیر سنگی باغ قدم ...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "6۳"☆ویو هانا☆تهیونگ چند قدم دور شد.اما حرف‌هاش......

پارت ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط