{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدایایادت هست؟ دست عشقمو گرفتم آوردم پیشت گفتم من فقط این

خدایایادت هست؟ دست عشقمو گرفتم آوردم پیشت گفتم من فقط اینومیخوام گفتی نه بهترازاینو برات گذاشتم کنار، پاموکوبیدم زمین وگفتم من همینو میخوام آروم توی گوشم گفتی آخه اون ازمن قول یکی دیگروگرفته
دیدگاه ها (۳)

گاهی احساس آخرین بیسکویت باقیمانده دریک بسته را دارم! تنها، ...

ﺍﻣﺸﺐ ﺣﺲ ﻏﺮﯾﺒﯽ ﻭﺟﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺍﺣﺎﻃﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖﮔﺎﻫﯽ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﺑﯿﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﺣﺲ ...

میـــــگن چرا انقدر غمـــــگین می نویسی•••افسرده میـــــشیم•...

ﭘﺮﻧﺪﻩ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺭﻭﯼ ﺷﺎﺧﻪ ﻧﺸﺴﺘﻨﺪ ، ﻫﺮﮔﺰ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﺷﺎﺧﻪ ﻧﺪﺍﺭﻧ...

روباه کوچولوی من پارت بیست و چهارم ꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚@ویو چویا...

مهمونی پارت ۴۳

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 208♡⁠。⁠)⁩با آرا...

#in_your_eyes part_85ویو کایلایک روز از مرخص شدنم گذشته بود....

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 210♡⁠。⁠)فقط صدا...

Pat:5اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک. جواب دادم و سریع گفت زنتو گ...

پارت ۱ «ساعت ²²:⁴⁰ دقیقه»آروم گوشت تکه شده ای رو‌ از توی دیس...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁹دستش رو به سمتم دراز کرد._بیا..صدای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط