{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت دوم: سایه‌ای در کمد

قسمت دوم: سایه‌ای در کمد
درِ کمد، چوبی و سنگین بود. رها که ضربان قلبش را در گلویش حس می‌کرد، آرام دستگیره‌ی سرد و فلزی کمد را گرفت. با هر تکانی که به در می‌داد، صدای ناله‌ی چوب در سکوت اتاق می‌پیچید. انگار کل ساختمان داشت به این صحنه نگاه می‌کرد.
با یک حرکتِ ناگهانی، در را کشید. انتظار داشت لباس‌های کهنه یا تارعنکبوت ببیند، اما کمد خالی بود… کاملاً خالی. فقط یک چوب‌رختی تنها در آن آویزان بود که با حرکت در، تکان می‌خورد.

رها نفس راحتی کشید و با خودش زمزمه کرد: «فقط توهمِ خستگیه… فقط خستگی.»
اما وقتی خواست در کمد را ببندد، چیزی در کف کمد توجهش را جلب کرد. چیزی سیاه و کوچک. خم شد و آن را برداشت. یک تکه‌ی عکسِ قدیمی و سیاه و سفید بود. لبه‌هایش سوخته بود و تصویر دختری را نشان می‌داد که دقیقاً لباس‌های همان روزِ رها را پوشیده بود؛ با همان مدل مو، در همان اتاق شماره ۱۳!
دیدگاه ها (۰)

پارت ۲۲ — «اتاق ممنوعه»جونگکوک درِ اتاق رو بازتر کرد.رها: «ن...

RESPECT OR DIE : پارت هشتمصدای قدم‌هایش در راهروی تاریک می‌پ...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۴۹چهار نفر با عجله به سمت اتاق سا...

«رایحه پنهان»تهیونگ هنوز مشغول اسپری کردن گل‌ها بود، اما هر ...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۴ درست در پایین عمارت رها و مادرش ...

007-پنهان در مه - پارت ۹۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط