{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با خانواده رفته بودیم گردش . تو خیابون بودیم ، دیدم یه ما

با خانواده رفته بودیم گردش . تو خیابون بودیم ، دیدم یه ماشینی که راننده ش خانومه ماشینو کنار خیابون نگه داشت ، یه عطسه کرد ، دوباره روشن کرد و راه افتاد........!!!!!
به باد همین کولری که بابام نیست خاموشش کنه قسم!!!
حالا باز بگین خانوما حواسشون به رانندگیشون نیست!!!!
دیدگاه ها (۱)

پشت نگاه سردت.... 15ویو تهوقتی رسیدیم خونه، در رو باز کردم و...

کپشن مهمه😈💅🏿عروسک من😈🔞پارت هفتمرفتیم پایین اصلا دلم نمیخواست...

part53. . ×بوم آدرستو بگو تاکسی بگیرم برات+نه نیاز نیست با ی...

بچه ها،حالم جدی محبوبهمن شیش سال ابتداییم رو یه مدرسه دولتی ...

پارت ۸ #پشت غرورت«چون اون دختر قرار نیست فقط زنگ بزنه.»اما ب...

#in_your_eyespart_10۲ویو کایلاچند روز از رفتنمون پیش دکتر گذ...

𝙉𝙖𝙯𝙖𝙧𝙞𝙮𝙚‌ٔ 𝙈𝙖 | نظریه‌ی ماــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت سیزدهمویو اتچند هفته از اون روز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط