{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۹ رمان آغوشت آرامش جهانست🔱

پارت ۹ رمان آغوشت آرامش جهانست🔱
تمام بدنم درد میکرد ،اروم چشم چرخوندم داخل اتاق یه اتاق سفید بود دورتا دورم پر از دستگاه خواستم سرمو تکون بدم که درذش باعث شد گریه کنم یه مرد با روپوش سفید کنارم ایستاده بود فهمیدم که داخل بیمارستانم و سریع همه چیز مثل یه فیلم از جلو چشمام رد شد خواستم حرف بزنم که
دکتر :نه حرف نزن حنجرتو عمل کردیم ،حرف نباید بزنی ،من دکتر پوریا بزرگ نیا هستم دکتر معالجه تو و البته پسر خالت واروم خنده مردونه ای کرد و گفت:دختر تو از مرگ برگشتی سه بار قلبت ایست کرد ، واقعا دختر محکمی هستی ،دختر خاله گلم 😉 زود خوب شو که نصف بیمارستان پر از اقوام برای دیدن تو ،مامان بزرگ و بابا بزرگ که تو این ۳۰روز چشم رو هم نذاشتن اگر هم خوابیدن در هد یک ساعت بود غذا هم به زور میخورن همش پشت در اتاقن ،ارام زود خوب شو
بعد رفت سمت در اتاق گفت باید ببریمت بخش ولی نباید اصلا صحبت کنی اروم سرم تکون داد اومد طرفم آپول رو پر کرد ،سوالی نگاهش کردم فهمید خودش گفت آرامبخش اروم میشی و ترزریقش کرد بهم اروم پلکام سنگین شد و خواب رفتم 😴 😴 😴
دیدگاه ها (۱)

پارت ۱۰ رمانذآغوشت آرامش جهانست 🔱 سر و صدا زیاد بود ،آرام پ...

پارت ۱۱ا رمان آغوشت آرامش جهانست 🔱 دستمو نگاه کردم تا خونیه...

پارت ۷رمان آغوشت آرامش جهانست 🔱 ساسان :به به 👏 👏 👏 ع...

پارت ۶رمان آغوشت آرامش جهانست 🔱 امروز صبح زود بیدار شدم چون...

کپشن مهمههه🎀🐥عروسک من😈🔞پارت یازدهم "نیکولای"تو اتاق عروسکم ر...

رمان عشق ممنوع

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣2۵🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)بیشتر از ۱۰ دقیقه‌ست ک...

he Queen of My Heart ❤️👑(ملکه قلب من)پارت ۲۶ویو لیاـدکتر دست...

پارت ۱۳یون: نه نگو که ا/ت زنگ بزن دکترا/ت : اوکیکه مامانم زن...

رمان عشق ممنوع

رمان سوم پارت بیست و سوم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚>> فردا ...

#ارباب‌سنگدل #پارت_19 ا.ت با چشمای قرمز. از پله ها اومد پ...

#in_your_eyespart_10۱ویو کایلا فردای اون شب...از صبح هیچ‌کدو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط