{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمیدانم چه میخواهم خدایا

نمیدانم چه میخواهم خدایا
به دنبال چه میگردم شب و روز
چه می‌جوید نگاه خسته ی من
چرا افسرده است این قلب پرسوز

جمع آشنایان میگریزم
به کنجی میخزم آرام و خاموش
نگاهم غوطه ور در تیرگی ها
به بیمار ازخود میدهم گوش

از این مردم، که تا شعرم شنیدند
به رویم چون گلی خوشبو شکفتند
ولی آن دم که در خلوت نشستند
مرا دیوانه ای بدنام گفتند

دل من، ای دل دیوانه ی من
که می سوزی از این بیگانگی ها
مکن دیگر زدست غیر فریاد
خدا را، بس کن این دیوانگی ها


فروغ فرخ زاد
دیدگاه ها (۱۰)

ماهیان ازتلاطم دریا به خدا شکایت بردند..... ,وچون دریاآرام ش...

.......... عید مبعث مبارک .........روز مبعث , روز برانگیختن ...

دلم کمی خدا می خواهد...
کمی سکوت...
کمی آخرت...
دلم، دل برید...

حس قطره های بارانی را داشتم ....که آرزوی دریا شدن را می کرد ...

نمیدانم چه میخواهم خدایابه دنبال چه میگردم شب و روزچه میجوید...

نمیدانم چه میخواهم خدایابه دنبال چه میگردم شب و روزچه میجوید...

نمیدانم چه میخواهم خدایابه دنبال چه میگردم شب و روزچه میجوید...

نمی دانم چه می خواهم خدایابه دنبال چه می گردم شب و روزچه می ...

نمی دانم چه می خواهم خدایابه دنبال چه می گردم شب و روزچه می ...

نمی دانم چه می خواهم خدایابه دنبال چه می گردم شب و روزچه می ...

نمی دانم چه می خواهم خدایابه دنبال چه می گردم شب و روزچه می ...

نمی دانم چه می خواهم خدایابه دنبال چه می گردم شب و روزچه می ...

نمی دانم چه می خواهم خدایابه دنبال چه می گردم شب و روزچه می ...

نمی دانم چه می خواهم خدایابه دنبال چه می گردم شب و روزچه می ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط