پارت دوم .........
پارت دوم .........
تام
داره بارون میاد
منم پتومو دوره خودم پیچوندمو دارم بارونو نگاه میکنم /.....
دوسش دارم
اخه بهت ارامش میده
مایلی اومد تو
ـسلام
+سلام ... داره بارون میاد
ـاره
+خیلی خوشگله نه؟
- اره.
+مسخوابی بریم بیرون؟
ـبرای چی؟
+جورج می خواد بره جایی ماهم بریم ...مهمونیه یهجورایی
-مهمونی؟جایی که من لباساشو ندارم؟
+دوسوته حله میای؟
ـباشه
رفت .فکر کنم میخواد سفارش بده .نمیدونم ولی حتما دیگه
سرمو تکون دادم ........عادت کرده بودم به همه چیز .
به نگاه های سرد ملانی
چسبیدن مایلی به من
افکار و کارای جورج
یکی رو زد
ـبفرمایید؟
اومد تو .
فکر کنم اسمش لانا بود
خیلی صمیمی نوبد با بقیه ولی خوب باهاشون دوست بود ....
+رموقع دلم بخواد میام .درزدم بفهمی یه خامه متشخص داره میاد ..بیا لباست
لباسرو بهم داد
تشکری کردمو اون رفت
داشتم بررسیشون میکردم
یه شلوار بود کفش
و یه بلوز
فکر کنم بهم بخوره .
یه چیزی تو لباسا سنگینی میکد
قشنک نگاه کردم
دیدم زیره کفشم جا داره .تو جاشم چاقو
..تو لباساهم یه کلت بود
برش نداشتم
مطمئنم خودشون دارن من چرا بیارم
به سمته لباسا هجوم برم
یه کتم بود
کته خیلی بلند نبود .ولی تا پام میرسید
تا زانوهام
لباسارو پوشیدم
خوشگل شده بودم
مایلیم اومد
اونم خوشگل شده بود
یه رژه خاص قرمز زده بود ......
دوتا گوشواره ی دایره ای شکل
ی تاپه سیاه و روش یه چرم سیاه پوشیده بود
با شلواره لوله تفنگی
.................
قسمته کوتاهیه جاییی که میرن مهمه ...
مشخصاتشم تو عکسش هس
تام
داره بارون میاد
منم پتومو دوره خودم پیچوندمو دارم بارونو نگاه میکنم /.....
دوسش دارم
اخه بهت ارامش میده
مایلی اومد تو
ـسلام
+سلام ... داره بارون میاد
ـاره
+خیلی خوشگله نه؟
- اره.
+مسخوابی بریم بیرون؟
ـبرای چی؟
+جورج می خواد بره جایی ماهم بریم ...مهمونیه یهجورایی
-مهمونی؟جایی که من لباساشو ندارم؟
+دوسوته حله میای؟
ـباشه
رفت .فکر کنم میخواد سفارش بده .نمیدونم ولی حتما دیگه
سرمو تکون دادم ........عادت کرده بودم به همه چیز .
به نگاه های سرد ملانی
چسبیدن مایلی به من
افکار و کارای جورج
یکی رو زد
ـبفرمایید؟
اومد تو .
فکر کنم اسمش لانا بود
خیلی صمیمی نوبد با بقیه ولی خوب باهاشون دوست بود ....
+رموقع دلم بخواد میام .درزدم بفهمی یه خامه متشخص داره میاد ..بیا لباست
لباسرو بهم داد
تشکری کردمو اون رفت
داشتم بررسیشون میکردم
یه شلوار بود کفش
و یه بلوز
فکر کنم بهم بخوره .
یه چیزی تو لباسا سنگینی میکد
قشنک نگاه کردم
دیدم زیره کفشم جا داره .تو جاشم چاقو
..تو لباساهم یه کلت بود
برش نداشتم
مطمئنم خودشون دارن من چرا بیارم
به سمته لباسا هجوم برم
یه کتم بود
کته خیلی بلند نبود .ولی تا پام میرسید
تا زانوهام
لباسارو پوشیدم
خوشگل شده بودم
مایلیم اومد
اونم خوشگل شده بود
یه رژه خاص قرمز زده بود ......
دوتا گوشواره ی دایره ای شکل
ی تاپه سیاه و روش یه چرم سیاه پوشیده بود
با شلواره لوله تفنگی
.................
قسمته کوتاهیه جاییی که میرن مهمه ...
مشخصاتشم تو عکسش هس
- ۵.۳k
- ۲۴ آبان ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط