{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

استاد گفت فعل رفتنو صرف کن:

استاد گفت فعل رفتنو صرف کن:

رفتم، رفتی، رفت

ساکت شدم، خندیدم، ولی خندم تلخ شد

استاد داد زد خب بعد؟

گفتم رفت رفت رفت

رفتو دلم شکست،غم رو دلم نشست



#عاشقانه
#دلنوشته
دیدگاه ها (۷)

𝙿𝚊𝚛𝚝𝟸[View مری]همین که حرف جین رو شنیدم، یکم تعجب کردم.یعنی ...

وانشات استاد کیم هیچ حرفی رد بدل نشد رسیدیم سر کلاس بودم کلا...

ارباب خشن من ۲۰

رمان: قلب در تاریکی

𝙉𝙖𝙯𝙖𝙧𝙞𝙮𝙚‌ٔ 𝙈𝙖 | نظریه‌ی ماــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

پارت ۴#تو راز شب های منیروز بعد، سوآ و جی‌هون توی کلاس منتظر...

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

" ویو کوک "صبح از خواب بیدار شدم و به روزی که اصلا دلم نمیخو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط