{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش میشد که کسی می امد....

کاش میشد که کسی می امد....
باور تیره ی مارا می شست!!!
و به ما میفهماند...
دل ما منزل تاریکی نیست!
اخم...
بر چهره بسی نازیباست!
بهترین واژه همان لبخند است
که ز لبهای همه دور شده!
کاش میشد!!!
که به انگشت نخی میبستیم!
تا فراموش نگردد هنوز...
انسانیم......
دیدگاه ها (۲)

آمدی گریه کنی شعر بخوانی بروی! نامه ای خیس به دستم برسانی بر...

بیزارم از آن عشق که عادت شده باشد ،یا آنکه ، گدایی محبت شده ...

دل که تنگ است کجا باید رفت؟ به در و دشت و دمن؟ یا به باغ و گ...

به خدا دست خودم نیست اگر می رنجمیا اگر شادی زیبای ترا به غم ...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۱۸ روز بعد، هان از لحظه‌ای که وارد مدر...

پارت سوم❤️کاتسوکی چند ثانیه دیگر به صورتش خیره ماند؛ انگار م...

🍷 شراب قرمزپارت ۱۶ | سارارینا چند ثانیه فقط به پله‌ها خیره م...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

رمان: رنگِ انتقام، بویِ عشقپارت هجدهم | حقیقتی که نزدیک استر...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۷: «راز ...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} _منو ببخش! میدونم که منتظرم بودی ا...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وپنجم | حقیقتی که خون می‌خواستهلیکوپتر ...

فیک جونگکوک خواب های واقعی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط