{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند روز بعد از عملیات ، یک نفر رو دیدم که کاغذ و خودکار گ

چند روز بعد از عملیات ، یک نفر رو دیدم که کاغذ و خودکار گرفته بود دستش ...

هر جا می رفت همراه خودش می برد

از یکی پرسیدم: چشه این بچه؟

گفت: آرپی جی زن بوده

توی عملیات اونقدر آرپی جی زده که دیگه نمی شنوه

باید براش بنویسی تا بفهمه

 

 كميل نوشت:

گوشهایت را دادی تا ما چشم و گوشمان باز شود

              چشم و گوشمان که باز نشد هیچ، بماند!

شرمنده ی ایثارتم شديم جوانمرد
دیدگاه ها (۵)

خوشا به حال آنان که پروازشان اسیر هیچ قفس نشدو هیچ بالی اسیر...

میگویند نوشته ها از گفته ها معتبر ترند ...دوازده هزار نامه ی...

نظرم به راه تو مانده و دورم از دیارم  تو امیر راه عشقی ببرم ...

«درقبال خون شهیدان بایدازوطن به قیمت جان ومال که شده دفاع کن...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۶ — نقشه‌ی مشکوکجونگکوک با قیافه‌ای کامل...

💜 وقتی عضو هشتم BTS بودی 💜(درخواستی)نورهای بنفش تمام سالن رو...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

تکاپو پارت 108:امیدوارم اشتباه باشه🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍چند ساعت از باز...

dark life =36جیمین تقلا کرد. سعی کرد خودش رو آزاد کنه. ولی ت...

چند روز بعد از عملیات ، یک نفر رو دیدم که کاغذ و خودکار گرفت...

چند روز بعد از عملیات ، یک نفر رو دیدم که کاغذ و خودکار گرفت...

چند روز بعد از عملیات ، یک نفر رو دیدم که کاغذ و خودکار گرفت...

چند روز بعد از عملیات ، یک نفر رو دیدم که کاغذ و خودکار گرفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط