{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیروز تو ماشین نشسته بودم افسر ماشینو نگه داشت گفت مدارک?

دیروز تو ماشین نشسته بودم افسر ماشینو نگه داشت گفت مدارک? گفتم منو میشناسی? افسره گفت نه. گفتم واقعا منو نمیشناسی? افسره رید ب خودش گفت نه شما? گفتم :من همونم ک یه روز, میخواستم دریا باشم......
الان از پارکینگ دارم این پستو میذارم.
دیدگاه ها (۶)

دقت کردین؟؟ ساقه طلایی رو ﺑﺎ ﭼﺎﺍﺍﺍﯼ ﻣﯿﺨﻮﺭﯼ ﺑﺎﺯ ﺗﺸﻨﺖ ﻣﯿﺸﻪ |: ...

تو یه مهمونی به یه بچه گفتم :عموجون چند سالته؟ گفت :هرچقدرم ...

اوایل بعد از رفع مسدودیتم

کیا مثه من مارکه لباساشون فقط zara هاصلا هم دروغ نمیگن!!!wol...

وقتی میاریش ایران و با پسر عمو هات گرم میگیری

لبخند قاتلپارت²³ویو سلینتمام بدنم می‌لرزید.نفس کشیدن برام سخ...

رمان اجبار تا عشق

رمان اجبار تا عشق

Part ²¹ ویو لیلی + واقعا لازمه ؟! _ بله لازمه قرار نیست ...

Part ¹⁷ویو لیلیاومدم تو اتاق خودمو جونگکوک نشستم رو تخت هعی ...

Part ⁴

P²⁹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط