{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حلاج را که می بردند پای چوبه دار

حلاج را که می بردند پای چوبه دار

به خواهرش گفتند بیاید برای وداع.

او هم آمد اما بدون سربند. مردها ،

همه بانگش زدند که پس حجابت کو؟.
و پاسخ داد :
من جز منصور مرد دیگری نمی بینم...
دیدگاه ها (۶)

کلاه و لباس مأمور را علیرضا پرت کرد آن طرف و تلفن مأمور را ک...

مرغ ملانصرالدین فقط یک پا داشتچرا می‌گوییم «مرغش یک پا دارد»...

(بچه ها از همین الان بگم پایان این فیک غمگینه اگه می خواین ن...

سلام و درود خدمت کاربران عزیز و گرامی ویسگون.دیشب خواب عجیبی...

فاصله یک لبخند تا جنون

قسمت سیزدهم | شب، چهره‌ی واقعی اوروزها، جونگکوک جئون فقط یک ...

پوستر تغییر کرد

تکاپو پارت 104:چاقو🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍ایستگاه قطار متروکه...باد از می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط