{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اتاقم کوچک بود

اتاقم کوچک بود
ولی از شدت اضطراب ،کیلو مترها
در آ ن راه می رفتم
وقتی تو از کوچه مان
گذر می کردی
و اتاق من رو به کوچه
پنجره نداشت...
دیدگاه ها (۱)

تو در شمالیو من در جنوب ای کاش می شد راههای رسیدن به تو ، را...

وقتی از تو می نویسم عطر خواستنت همه جا را می گیرد پنجره ها ر...

در میان جمعیت کره ی زمینکافی ست یک نفرآن هم فقط تو هوایم ...

حساب از دستم رفته استبا قلم هایی که برایتو نوشتمای کاش تو فق...

سناریو ریندو پارت ۲

Which one part5صبح با صدای اجوما از خواب بیدار شدم اجوما. دخ...

خاطرات ایمیلیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط