{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اتاقم کوچک بود

اتاقم کوچک بود
ولی از شدت اضطراب ،کیلو مترها
در آ ن راه می رفتم
وقتی تو از کوچه مان
گذر می کردی
و اتاق من رو به کوچه
پنجره نداشت...
دیدگاه ها (۱)

تو در شمالیو من در جنوب ای کاش می شد راههای رسیدن به تو ، را...

وقتی از تو می نویسم عطر خواستنت همه جا را می گیرد پنجره ها ر...

در میان جمعیت کره ی زمینکافی ست یک نفرآن هم فقط تو هوایم ...

حساب از دستم رفته استبا قلم هایی که برایتو نوشتمای کاش تو فق...

خاطرات ایمیلیا

#برادر‌ناتنی‌‌من#Part_33···ا/ت : " کاترین اتاق خاله‌بزرگ کجا...

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:68اشک هام بی اختیار شروع کرد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط