{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق یعنی...

عشق یعنی...



عشق یعنی که به بوی تنش عادت بکنی،

او بخواهد، تو نخواهی که رعایت بکنی!



بروی پشت سرش... تا به تو رو برگرداند،

سر بچرخانی و احساس خجالت بکنی



چند روزی به هوایش بنشینی در راه،

او نگاهت نکند، باز سماجت بکنی



گاه اگر دیر رسیدی و شنیدی رفته،

هی خودت را سر این قصه ملامت بکنی



عشق یعنی که اگر باد به مویش پیچید،

به همین آمدنِ باد حسادت بکنی



او اگر متّهمت بود و تو قاضی بودی،

بر سر باطل و حق ساده قضاوت بکنی!



سال ها بعد اگر همسر او را دیدی،

سخت با همسر او نیز رفاقت بکنی



بغض خود را بخوری، چشم ببندی امّا

نتوانی به کسی نیز شکایت بکنی!
دیدگاه ها (۱)

بی آزارم کوچ کردم که دلم را به کسی نسپارمحس خوبیست که من این...

عشق تو دیدمت انگار چیزی بر دلم تأثیر کردبا نگاه ساده ات دنیا...

از تمام دیوارها می گریزم …تجربه خوبی نبود تکیه کردن …!

بایــــ ـــد به بعضیـــ ـــا بگــــ ــی …هـــ ـیچ چیـــــ ــ...

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part¹" توصیف در یک جمله :میانِ تیغ‌های نیش‌دار...

عشق یعنی...عشق یعنی که به بوی تنش عادت بکنی،او بخواهد، تو نخ...

به کبوتر شده آیا که حسادت بکنی؟یا به دیوار و دری عرض ارادت ب...

عصر های آدینه حال و هوای عجیبی داره. تو هر شلوغی و بروبیایی ...

بـکنم... یا بکنـی... یا بکنـد... می‌گذردبدهم... یا بدهی... ی...

#شاهنامه #۵۵ #سیاوش افراسیاب به گرسیوز می گوید تو نزد اوبرو...

به رسم قصه ها ، یکی بود یکی نبود ......در این هنگام بود که ر...

شمع و سایه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط