دوستان مهربون این پستم دلیه هرکی عشقش کشید کامنت بذاره و
دوستان مهربون این پستم دلیه هرکی عشقش کشید کامنت بذاره و بگه که توزندگیش کی لبخند خدارو حس کرده
اول از همه بذارین خودم بگم..
ترم اول بودیم ب قول ترم بالاییا صفری٬من و دوتااز دوستام وسایلمونو جم کرده بودیم و داشتیم تو خیابون براخودمون قدم میزدیم تا برسیم ایستگاهو بعدش ترمینال٬ اواخر اردیبهشت و نزدیکای امتحان....جونم براتون بگه نزدیکه ایستگاه یه پیرزن جلو منو گرفت و گف پسرم تخم مرغ نمیخری محلیه ۴تاشو ببر دوهزارتومن پسرم بخر گفتم نمیخام خانوم بعد تو دلم گفتم اینو بخرم ببرم میشکنه تا خونه ...خندیدم...ی کم رفتم جلو وایسادم نگاه ملیحه پیرزن با گیس های سفیدو آسمونیش یادم افتاد بغض کردم گفتم رفقا وایسین برگشتم گفتم حاج خانوم همشو میخرم پیرزنه گف خدا خیرت بده جوون نمیدونی چ ذوقی داشتم اون لحظه ...ی حال معنوی که منو به اوج میرسوند برا دوستامم یکی یدونه تخم مرغ دادمو اومدیم خونه....اونروز خدا ب من لبخند زد.......
اول از همه بذارین خودم بگم..
ترم اول بودیم ب قول ترم بالاییا صفری٬من و دوتااز دوستام وسایلمونو جم کرده بودیم و داشتیم تو خیابون براخودمون قدم میزدیم تا برسیم ایستگاهو بعدش ترمینال٬ اواخر اردیبهشت و نزدیکای امتحان....جونم براتون بگه نزدیکه ایستگاه یه پیرزن جلو منو گرفت و گف پسرم تخم مرغ نمیخری محلیه ۴تاشو ببر دوهزارتومن پسرم بخر گفتم نمیخام خانوم بعد تو دلم گفتم اینو بخرم ببرم میشکنه تا خونه ...خندیدم...ی کم رفتم جلو وایسادم نگاه ملیحه پیرزن با گیس های سفیدو آسمونیش یادم افتاد بغض کردم گفتم رفقا وایسین برگشتم گفتم حاج خانوم همشو میخرم پیرزنه گف خدا خیرت بده جوون نمیدونی چ ذوقی داشتم اون لحظه ...ی حال معنوی که منو به اوج میرسوند برا دوستامم یکی یدونه تخم مرغ دادمو اومدیم خونه....اونروز خدا ب من لبخند زد.......
- ۲.۹k
- ۱۲ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲۷۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط