Season Nightmare of Love
Season✨️2 _ Nightmare of Love💖✨️
Part 74
سویون: ولی سرورم
جیمین: حالا من یا یوجون؟
سویون:اذیتم میکنید؟
جیمین: نه نه من اصلا تورو اذیت نمیکنم...
ملکه: شما هم دیگه رو میشناسید؟
جیمین:معلومه که ملکم رو خوب میشناسم
پادشاه: پس از قبل هم رو میشناسید
جیمین: معلومه...
ملکه: حالا دخترم...میخوای چیکار کنی؟...همونطور که شاهزاده گفت میتونی ردش کنی....
جیمین: آره منو ول کن برو پیش یوجون
ملکه: یوجون کیه؟
جیمین: یکی....بین منو سویون
سویون: خیر بانو من چطور میتونم شاهزاده رو رد کنم
جیمین: هعی چون شاهزاده هستم اجازه نداری قبول کنی؟
سویون: یعنی باید شما رو رد کنم؟
جیمین: به خواطر خودم قبولم کن نه بخاطر شاهزاده بودنم
سویون: سرورم...شما گفتید که اگر نخواستم میتونم رد کنم و به این که شما شاهزاده هستید نگاهی نکنم پس من میخوام قبول کنم چون خودتون دلیلش رو میدونید...من دیروز بهتون گفتم...
پادشاه: پس این دو عاشق دیروز هم دیگه رو ملاقات کردن
جیمین: بله پدر....
پادشاه: خوبه...پس معرفی میکنم بانو مین سویون از خاندان مین همسر شاهزاده، ملکه آینده و مادر ولیعهد....از این لحضه به بعد بانو سویون همسر شاهزاده و پادشاه آینده میشوند
....
ادامه دارد.....
....
بفرمایید اینم از پارت هایی بعدی شرمنده که بد شد خودم اینجوری نمیخواستم ولی خوب...از اون جایی که این رمان سه فصل داره مجبورم زود تمومش کنم و کلی فیک دیگه تو سرم دارم که براتون بنویسم 🙂😉❤️
شرایط پارت بعدی
۲۰ لایک ❤️
۲۰ کامنت 💌
۳ فالور👥️
Part 74
سویون: ولی سرورم
جیمین: حالا من یا یوجون؟
سویون:اذیتم میکنید؟
جیمین: نه نه من اصلا تورو اذیت نمیکنم...
ملکه: شما هم دیگه رو میشناسید؟
جیمین:معلومه که ملکم رو خوب میشناسم
پادشاه: پس از قبل هم رو میشناسید
جیمین: معلومه...
ملکه: حالا دخترم...میخوای چیکار کنی؟...همونطور که شاهزاده گفت میتونی ردش کنی....
جیمین: آره منو ول کن برو پیش یوجون
ملکه: یوجون کیه؟
جیمین: یکی....بین منو سویون
سویون: خیر بانو من چطور میتونم شاهزاده رو رد کنم
جیمین: هعی چون شاهزاده هستم اجازه نداری قبول کنی؟
سویون: یعنی باید شما رو رد کنم؟
جیمین: به خواطر خودم قبولم کن نه بخاطر شاهزاده بودنم
سویون: سرورم...شما گفتید که اگر نخواستم میتونم رد کنم و به این که شما شاهزاده هستید نگاهی نکنم پس من میخوام قبول کنم چون خودتون دلیلش رو میدونید...من دیروز بهتون گفتم...
پادشاه: پس این دو عاشق دیروز هم دیگه رو ملاقات کردن
جیمین: بله پدر....
پادشاه: خوبه...پس معرفی میکنم بانو مین سویون از خاندان مین همسر شاهزاده، ملکه آینده و مادر ولیعهد....از این لحضه به بعد بانو سویون همسر شاهزاده و پادشاه آینده میشوند
....
ادامه دارد.....
....
بفرمایید اینم از پارت هایی بعدی شرمنده که بد شد خودم اینجوری نمیخواستم ولی خوب...از اون جایی که این رمان سه فصل داره مجبورم زود تمومش کنم و کلی فیک دیگه تو سرم دارم که براتون بنویسم 🙂😉❤️
شرایط پارت بعدی
۲۰ لایک ❤️
۲۰ کامنت 💌
۳ فالور👥️
- ۷.۸k
- ۱۰ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط