{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۷:

پارت ۷:

تهیونگ خودشو به دختر رسوند و گفت :《عزیزم داری کجا میری ؟》

پسر اولیه گفت :《تو چه نسبتی باهاش داری ؟عزیزم؟》

پسر دومیه دستشو به سمت سینه تهیونگ برد و او را به عقب هل داد.

دختر گفت :《اون نامزدمه!》

پسر اولیه گفت :《نامزدت اینه ؟عجب پسر دختر نماییه!!!》

پسر دومیه خندید و گفت :《به نظر میاد اونی که بهش می‌گفتیم دختر بیشتر با پسرا شبیه تا این .》

پسر اولیه هم خندید و گفت :《ولشون کنیم بریم سراغ بقیه خیلی خوش گذشت .》

پسر دومیه رو به تهیونگ کرد و گفت :《شبی پر از خاطره براتون آرزومندم .》
دیدگاه ها (۲)

تهیونگ به دختر سلام کرد و ادامه داد :《میخوای تاکسی بگیریم ؟》...

پارت ۸:کوکی بود که اول آروغی زد و گفت :《بیا جمعمون کن !》تهیو...

دو تا پسر به سمت دختر رفتن و یکی از اونا گفت :《به به چه دختر...

پارت ۶:دختر پول رو جمع کرد و از آنجا رفت .او غرورش لگد مال ش...

درمانگر عشق. پارت۷۱

"دوست پسر من یه مافیای شیطونه"part : 4علامت ها رو خودتون مید...

☆پسر بد☆☆_bad boy_☆Part: 25ویو یونا. چشمامو باز کردم. باز یه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط