part22

تهیونگ: نه اتفاقی بود
جونهو: چی؟ نکنه فقط یه برخورد ساده بوده
تهیونگ: بخاطر اینکه چند نفر دنبالش بودن اوهم ترسیده بود
جونهو: جان؟ ترسیده بود
تهیونگ: خودش دوست پسر داره
جونهو:برو وقت منو نگیر دختری که دوست پسر داره نمیری سمتش فهمیدی
تهیونگ: خودم بهم خیانت شده چرا باید به یه نفر دیگه خیانت کنم
جونهو: بهت خیانت شده؟
تهیونگ: هیچی یه چیزی حالا گفتم
جونهو: تو الکی حرف نمیزنی
تهیونگ: عمو من از دختره خوشم نمیاد پس فکر نکن شکست عشقی خوردم
جونهو: باشه
تهیونگ: عمو جان کاش تو یه دختر همسن من داشتی من با اون ازدواج میکردم
جونهو: من دخترمو بهت نمیدادم
تهیونگ: واقعا؟
جونهو: اهمم
تهیونگ: مشکل من چیه؟
جونهو: عقل نداری
تهیونگ: عمو منننن
جونهو: چیزی نگو چرا حالا دوست داشتی با دختر من باشی
تهیونگ: شما که خوشتیپ هستی همسر سابقت هم که خوشگل بود پس حتما دختر خوشگلی میشپ
جونهو: چی؟
تهیونگ: هیچی غلط کردم
جونهو: من میرم بیرون بخواب به بوسه هم فکری نکن
تهیونگ: چشم شب بخیر
جونهو: شب بخیر

چند روز بعد
ا/ت
تو کافه بودم
من الان چطور میتونم تهیونگ پیدا کنم دوباره باهاش صحبت کنم
وایی دارم دیوونه میشم
هیون: چطوری خوشگله
ا/ت: هیون کی برگشتی؟
هیون: تازه رسیدم
سریع رفتم بغلش کردم
ا/ت: خیلی دلم برات تنگ شده بود
هیون: منم همینطور
ا/ت: راستی دیروز بهت زنگ زدم یه دختره گوشی برداشت گفت تو داری دوش میگیری دختره کی بود؟
هیون: کدوم دختر؟ اهااا اون دختره یادم اومد اومده بود اتاقمو تمیز کنه
ا/ت: اها من الان کار دارم اگر بخوای امشب میتونیم همو ببینیم
هیون: باشه منم خستم میرم خونه استراحت کنم شب میام دنبالت
ا/ت: همم باشه مراقب خودت باش
هیون: توهم همینطور

تهیونگ
تهیان: چیکار میکنی
تهیونگ: دارم فیلم میبینم
تهیان: منم میخوام ببینم
تهیونگ: برو بچه برای سنت خوب نیست
تهیان: یعنی چی؟ من ۱۷ سالمه
تهیونگ: هنوز به سن قانونی نرسیدی
تهیان: فیلمای بد بد میبینی
تهیونگ: نه بابا خون خونریزی داره تو میترسی شب تو خودت دستشویی میکنی گوشیمو بیار داره زنگ میخوره
تهیان: بیا کیه شمارست
تهیونگ: نمیدونم الو
هیون: هیونم
تهیونگ: بگو
هیون:میخوام ببینمت
تهیان: کیه؟
تهیونگ: الان وقت ندارم
هیون:چند ساعت دیگه قرار دارم نمیتونم ببینمت پس الان باید وقت داشته باشی
تهیونگ: با کدوم دوست دخترت قرار داری؟
هیون: ا/ت فقط دوست دختر منه
تهیونگ: اره جون عمت
تهیان: کیه؟
هیون: فردا بیا همو ببینیم
گوشیو قطع کردم
تهیان: کی بود؟
تهیونگ: تو زندگی قبلیت چه حشره ای بودی؟
تهیان: خب کی بود؟
تهیونگ:به تو چه حشره من باید برم
تهیان: کجا؟
تهیونگ: شاید امشب دیر اومدم به مامان بگو رفتم خونه کیجون
تهیان: باشه
سریع رفتم بیرون کافه منتظر ا/ت بودم...

#فیک
دیدگاه ها (۴)

part23

part24

part21

part20

چند پارتی از تهیونگ

love Between the Tides³⁷ا/ت: برای دوست دخترت خریدی؟ تهیونگ: ...

love Between the Tides³⁴شب برگشتم خونه ا/ت: تهیونگ تهیونگ: ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط