اشکامو پاک کردمو رفتم پایین پیش بچه ها

اشکامو پاک کردمو رفتم پایین پیش بچه ها..
.
.
+عه ته پس جولی کجاست

ته:مامانش زنگش زد انگار کارش داشت اونم رفت

+هومم

ته:راستی ا.ت من بلیط برای کره گرفتم 2 روز دیگه میریم خوبه

+اره.. اجوما چیشد

ته:اونم چند ساعت دیگه می..

ته هنوز حرفش تموم نشده بود که صدای در اومد

+چقدر زود جولی برگشت

ته:ولی اون که تازه رفت

شونه ای بالا انداختم و رفتم درو باز کردم

+اومدمم بابا چتههه

دیدم کوکه

+باز چرا اومدی

_اومدم پسرمو ببینم فک نکنم مشکلی داشته باشه

منو پس زد و رفت داخل.. که با ته روبرو شد

_میبینم که بجایی که به پسرم برسی داری عشق و حال میکنی

ته:باز این اومد که زر بزنه

ته میخاست یه چیزی بگه که دستمو به نشونه اروم باش تکون دادم

+گفتی فقط اومدی بچتو ببینی مگه نَ

_کجاست

+بالاست فقط اروم برو خابیده

کوک رفت بالا که ته گفت

ته:وقتی اینو میبینم پتانسیل اینو پیدا میکنم که یکیو بکشم

بهش خندیدم که حالت کیوت و عصبانی به خودش گرفت رفتمو لپش سفت گرفتم

ته:یاااا لپمو کندی

+میخاستی انقد کیوت نباشی

لبخندی زد

رفتم بالا پیش کوک

_حق نداری نزدیک اون بشی

+منظورت کیه

_اون عوضی که پایین نشسته

+هی حق نداری راجبش اینطو..

هنوز حرفمو کامل نکرده بودم که سریع از جاش بلند شد و منو به در اتاق چسبوند

_جلوی من داری از اون دفاع میکنی

.
. .
.
.
.
.
لایک ۱۳
دیدگاه ها (۲)

part:1ویو لیا: بالاخره بعد از چند سال یه روز خوب برام رقم خو...

پارت ۱۸

چیشده؟ات:اگر فقط میخواستی منو نبینی میگفتی بهم!نیاز نبود با ...

معرفی فیکشخصیت ها پانچ لیا: ۲۴ ساله. مهربون. خوش اندامه و صو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط