{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سمی و زیبا مثل گل های لیلیوم p

سمی و زیبا مثل‌ گل های لیلیوم‌ « p¹⁰ »
‌‌‌‌
بی خبر از اینکه دابی داره از دور دست ها بازم تماشاش‌ میکنه‌ .
( بچها اگه یادتون باشه هاکس داشت برای لیگ تبهکاران نقش بازی میکرد تا اطلاعات جمع کنه همینو داشته باشید الان می‌فهمید‌ چیشده )
همینطور لیلیا داشت اشک میریخت که یهو گوشیش زنگ خورد و هاکس بود
هاکس : الو سلام خانم خوشگله‌ نظرت راجب قانون شکنی چیه ( بچها دابی مکان رو ترک کرده بود )
لیلیا که میدونست اگه هاکس این جمله رو بگه یعنی ازش میخواد تا همراهش نقش یکی که میخواد به لیگ تبهکاران کمک کنه رو بازی کنه
لیلیا : حله‌
و بعد گوشی قطع کرد
هاکس رو به اعضای لیگ گفت : گفتم که لیلیا خیلی باهوشه
جین : وایی خیلی کوچولو و بامزست دوست دارم از نزدیک ببینمش‌
دابی چشم غره ای رفت و گفت : زود اعتماد نکنید
هاکس : ما دوتا عزیز دوردونه‌ دولت و سخت بنیاد هستیم ، و دنبال آزادی هستیم دیگه داریم از مقام و پولمون می‌گذریم
شیگاراکی گفت : درسته
لیلیا ناگهانی کنار هاکس ظاهر شد ( حالتش عادی بود و اِلف نبود )
لیلیا رو به همه : سلام
دابی با دیدن لیلیا و استایل قشنگش چشماش برق زد اما سریعا حالت خونسردشو گرفت
و هما باهم سلام دادن
جین : پس لیلیا ساما بزرگ تو هستی وایی از نزدیک بامزه تری درست مثل خواهر کوچولوم ( اشاره به توگا )
لیلیا لبخندی به جین زد و نگاهشون به شیگاراکی دوخت و رفت و رو به روش روی میز نشست ( شیگاراکی روی مبل نشسته بود و دقیقا روبه روش و کمی نزدیکش یه میز نه چندان بلند بود ) دست به سینه شد : هدفت نابودیه‌ نه؟
شیگاراکی : آره
لیلیا : هدف منم نابودیه ، بیا همو نابودی امید نکنیم
لیلیا دستشو سمت شیگاراکی دراز کرد شیگاراکی هم بهش دست داد و دابی پوزخندی زد و گفت : نابودیِ چی اونوقت
لیلیا نگاهشو به دابی داد : همونی که دلیل لبخند زدنمو نابود کرد و البته یه اقای منحرف و متجاوز ، مطمئن میشم که از درون دوتاشون بسوزن ( اشاره اولی به سخت بنیاد و دومی به پدرش )
و بعد از روی میز بلند شد و رفت سمت هاکس و کنارش ایستاد و گفت : من و این جوجه زردی ناامیدتون‌ نمیکنیم‌
و بعد دستاشو توی جیبش برد
هاکس با شنیدن لقبش برای انتقام تیکه ای از موهای لیلیا رو دور انگشتش پیچوند و اون تیکه از موهاشو کشید
لیلیا : آییییی‌ خب جوجه زردی هستی دیگهه‌
هاکس خندید و موهاشو ولی کرد و لیلیا دستشو مشت کرد و میخواست انتقام بگیره ( به شوخی )
که اسپینر اومد و گفت : سلام ... اوه لیلیا ساما‌
لیلیا : سلامم‌
شیگاراکی رو به اسپینر‌ گفت : دیر کردی چرا
اسپینر‌ گفت : گیم میزدم
لیلیا با شنیدن اسم گیم چشماش برق زد و به سمت اسپینر رفت و گفت : وایی واقعا؟ چه گیمیی؟
اسپینر : گلوبال‌..
لیلیا : اوهه منم یکی از پلیرای گلوبالم‌
اسپینر‌ : زاخار باربی تویی؟(ریری ببخشید)
لیلیا : وایی اره خودم
لیلیا رو به شیگاراکی گفت : شیگاراکی واقعا ادمای معرکه ای رو داری‌
دابی به سمت لیلیا رفت و گفت : هنوزم بهت اعتمادی ندارم
اسپینر کمی فاصله گرفت و جای اسپینر‌ هاکس وایستاد‌
لیلیا‌ : طبیعیه خب
شیگاراکی به دیدن این قاب مثلث عشقی پوزخندی زد‌
هاکس رو به دابی گفت : بهترین نفوذی لیلیاست‌ دابی
جین : منم قبول دارم چون واقعا خیلی بهش توجه میشه از طرف سازمان ها‌
توگا : بنظر من ضرری نداره
و دابی همینطور قلبش تند میزد ، که گوشیه لیلیا زنگ خورد
ناتسوئو بود ، لیلیا سریعا جواب داد
لیلیا : سلام جانم
ناتسوئو : سلام به روی ماهت‌
لیلیا : مشکلی پیش اومده؟
ناتسوئو : بنظرت چیزی جا نذاشتی خواهر؟
لیلیا که تعجب کرد پرسید : چه چیزی ؟
ناتسوئو : پیش تویا پیداش کردم فکر کنم دست بند خودت باشه واسه همین آوردمش خونه
لیلیا : اوه درسته ممنونم یخمک‌ میام میگیرمش‌ حتما
ناتسوئو : خب من باید برم کلاسم داره شروع میشه خدافظظ
لیلیا : خداحافظ
دابی که رگه حسادتش زده بود بالا سعی داشت نشونش نده و رفت پیش شیگاراکی نشست .
هاکس : خب شیگاراکی حالا ما میتونیم بریم؟
شیگاراکی : برید اما حواسم بهتون هست
لیلیا : خداحافظ همگییی
‌‌

#دابی #تودوروکی #تویا #هاکس #مای_هیرو_اکادمی #فن_فیک #شوتو #اندوور‌ #رمان_تویا #وانشات_تویا #فن_فیک_دابی #مدرسه_قهرمانانه_من
#داستان_دابی #رمان_دابی‌ #وانشات_دابی
دیدگاه ها (۴)

اقا تویا هستم‌ ادیتور خیلی قبلا تر ، این ریدمان هم قدیمیه‌ د...

سمی و زیبا مثل‌ گل های لیلیوم‌ « p¹¹ »‌‌‌‌لیلیا و هاکس اونجا...

سمی و زیبا مثل‌ گل های لیلیوم‌ « p⁹ »‌‌‌‌همه ی بچهای کلاس حی...

سمی و زیبا مثل‌ گل های لیلیوم‌ « p⁸ »‌‌‌‌ شروع کرد به ادیت ز...

سمی و زیبا مثل‌ گل های لیلیوم‌ « p¹³ »‌‌‌‌ ‌و از اون به بعد ...

سمی و زیبا مثل‌ گل های لیلیوم‌ « p⁵ »‌‌‌لیلیا : وقتی توی حال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط