#کتاب_دردسر_ساز

#کتاب_دردسر_ساز

#پارت_11


واقعا نمیدونستم چی بگم...

یکی از پایسا گفت:

پلیس:باید کلبه رو هم بگردیم،شاید چیز جدیدی پیدا کردیم!...

مرلین و گذاشتیم پیش عمش و رفتیم سمت کلبه... رسیدیم درو باز کردیم رفتیم تو...

وقتی رفتیم تو با اون صحنه دردناک روبه رو شدیم.

دوتا بدن ادمیزاد که یکی متعلق به مرد و یکی متعلق به یک زن بود.

پلیسا دتشتن میگشتن که یکی از پلیسا با یا بزگا اومد سمتمون...

پلیس:این نامه رو بغل اجساد پیدا کردیم!






.....





.
.
.
.
.
.......









....
دیدگاه ها (۰)

Enemys Embrsce [ part ۳۴ ]

#کتاب_دردسر_ساز#پارت_8پلیسا اومدن.سوال جواب میکردن،هیچکدوم ا...

#کتاب_دردسر_ساز #پارت_9گوشمو چسبوندم به در صدار گریه میومد.....

#کتاب_دردسر_ساز#پارت_12نوشته بود...((خودتون خواستین)) :)...

#کتاب_دردسر_ساز#پارت_7رفتیم خونه مرلین وشب اونجا بودیم صبح ب...

فیک‌جونگکوک:اتاق۳۱۱ part⁵²ویو چه‌مینشور عبه راه رفتن کردیمکا...

دو ساعت بعد – جلوی کلبه‌ی دایونماشین پلیس‌ها بی‌سروصدا جلوی ...

رمان دختر قوی من پارت 2یوری ویو صبح از خواب پا شدم لیا رو بی...

مافیای من part 1

𝑃𝑎𝑟𝑖𝑠 𝑤𝑒𝑎𝑡ℎ𝑒𝑟 ☕🎻🤎𝐴𝑑𝑚𝑖𝑛:𝑛𝑎𝑏𝑖🤍🤎𝑘𝑎𝑝𝑙𝑒: 𝑇𝑎𝑒ℎ𝑦𝑢𝑛𝑔 𝑎𝑛𝑑 𝑀𝑖𝑠𝑜 (𝐴..𝑇)...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط