کتاب دردسر ساز
#پارت_12
نوشته بود...
((خودتون خواستین)) :))
برای چی استیکر خنده؟ بعد نوشته بود:
((از طرف یه دوست خوب))
نامه انگار با خون نوشته شده بود.
به یکی از پلیسا گفتم:(( این جسد ها رو به مرلین نشون میدید؟))
پلیس:اگه بتونیم تشخیص بدیم کین لازم نیست وگرنه باید نشون بدیم
_ خدا کنه پیدا شه!
کیفمو از کلبه برداشتم. و خرید های ارسلانو بردم خونه گذاشتم و بعدش رفتم خونه مرلین کتابارو گذاشتم. بعد رفتم پیش مرلین.....مرلین اصلا تو باغ نبود هر چی صداش کردم جواب نمیداد....
دیدگاه ها
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.