{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به تو که فکر میکنم,یادم میرود که اتاقم مثل قبر خاموش و سر

به تو که فکر میکنم,یادم میرود که اتاقم مثل قبر خاموش و سرد و بی روح است..یادم رفته که باید در تحمل دوری تو اشکهایم را جمع و جور کنم..یادم رفته که باید تا لحظه دیدارمان ثانیه ها را بشمارم..آه که میکشی خاکستر میشوم..دلم برات خیلی تنگ شده..
دیدگاه ها (۱)

پارت ۳۱ 🖤چند هفته از اتفاقات گذشته بود. جونگ‌کوک این روزها ک...

چندپارتی تهیونگ

#تاج_و_طوفانپارت ۱۵۸: گفتگوی نصفه‌شبچند لحظه هر دو در حیاط س...

آخرین بحث پارت ۱۶

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³³...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~جِما چند لحظه ساکت موند. اخمش هنوز ...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁴همه‌چیز بیش از حد آروم بود..آروم‌تر ...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁸ویو میکا_____ماشین هن...

White Lotus | Part 33سه سال گذشته بود.سوآ بعد از پایان تور ج...

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 12ویو نامجون:ات روبه‌روم نشسته بود و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط