{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

الهـی ماه رمضانم گذشـت و من از خـودم نگذشتـم تو از من بگـ

الهـی ماه رمضانم گذشـت و من از خـودم نگذشتـم تو از من بگـذر ....

داری میروی و من هنـوز خرده شیشـه هایم را جمع نکـرده ام .....

داری میروی و من تـازه به تو عـادت کـرده بـودم

داری میروی و من ترس بَـرَم داشتـه ، ک در ایـن دنیــای بی در و پیکـر چگونه راهـم را پیـدا کنــم ....

رمضان برو فکر من هـم نباش ، من عادت دارم تـا می آیـم دل ببندم بایــد دل بکنـم

رمضان برو ولی یادت باشد که دلـم از الآن برای سحر هایـت تنگِ تنـگ اسـت

برای افطـاری هایـت تنـگِ تنــگ اســت
برای قرآن خواندن های الکی ام تنگِ تنگ اسـت

رمضان بـرو ولی یادت باشد ک باز هم از شبهـای قــدرت باز مانـدم و نرسیـدم

رمضان بـرو ولی یادت باشد ک رفتی پیـش خـدا بگویی فـلانـی باز هــم عقـب افتــاده کمکـش کنیـد .....

پـر از بغضـم نکنــد مهمـانی آخـرم باشــد؟

در ایـن آخریـن سحـر مـاه رمــضــان

التمـــاس دعـــا....
دیدگاه ها (۳)

Chapter 14"*frozen*+ تهیونگ نزنم نصفت کنما، طرف رفیقمه از ما...

پروانه جان

چشاتو ببند…فکر کن همین الان در باز بشه و آقا وارد بشن…همون ل...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 6جانگکوک زیر لب غرید...

The Joke That Broke Us

the end-part 2

part 56کیم ویصدای در اومد همینکه یونا وارد شد همه با اهنگ تو...

وقتی دلدرد داشتی...¹جیمین،برادر بزرگترت بودحدودا ۱۲ سال باهم...

چند پارتی جونگ کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط