{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای کاش احساسم گلی می بود

ای کاش احساسم گلی می بود
، میریخت عطرش را به دامانت
یا مثل یک پروانه پر میزد ،
رقصان به روی طاق ایوانت
ای کاش احساسم کبوتر بود
بر بام قلبت آشیان میکرد
از دست تو یک دانه برمیچید
عشقی به قلبت میهمان میکرد.
ای کاش احساسم درختی بود ، تو در پناه سایه اش بودی
یا مثل شمعی در شبت میسوخت ، تو مست در میخانه اش بودی
ای کاش احساسم صدایی داشت ، از حال و روزش با تو دم میزد
مثل هزاران دانه برفی ، سرما به جان دشت غم میزد
ای کاش احساسم هویدا بود ، در بستر قلبم نمی آسود
یا در سیاهی دو چشمانم ، خاموش نمیگشت و نمی آلود
ای کاش احساسم قلم میگشت ، تا در نهایت جمله ای میشد
یعنی که “دوستت دارم”ی میگشت ، تا معنی احساس من میشد !
دیدگاه ها (۱۱)

روزی پشیمان می شوی آن روز خیلی دیر نیستروزی که دیگر قلب من ب...

چون غریبم هیچ کس یارم نشد / هیچ لیلایی خریدارم نشد / هرکسی ی...

ای سرآغاز شب پوچ پریشانی منآخرین بدرقه ات در تب حیرانی من تو...

بی نگاهِ عشق مجنون نیز لیلایی نداشتبی مقدس مریمی دنیا مسیحای...

برده عمارت جئون

وقتی بیماری قلبی داشتی و...¹عضو هشتم و مکنه ی گروه بودی..همه...

#تکپارتیموضوع:(وقتی داره بابا میشه و...)لینو/ا.تماه های آخر ...

برده عمارت جئون

وقتی یه ام‌وی،دلیل اشناییتون بود...(پایانی)بعد از اون قرار ک...

سناریو بلولااااک

ابلیس

#چندپارتیلینو/ا.تP:3«من می‌دونم چه احساسی داری. می‌دونم چقدر...

#تکپارتیاین قطار هیچ وقت نمی‌خوابه!چان/ا.تزمانی که به محل قر...

#چندپارتیتو قطعا یه پسر انسان نما هستی!لینو/ا.تP:3به محض این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط