{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چیزى نمیگویم...

چیزى نمیگویم...

اما ازاین سکوت و لبخند که

به گوشت میرسد...

تا ته ماجرا را بخوان...
***delaram***
دیدگاه ها (۵)

مهربانیت را به دستی ببخش که می دانی با او خواهی ماند...وگرنه...

تو سراپا احساسی ...تو خود عطر یاسیاگه تو با من باشی ...زندگی...

تقدیم به مامان گلم که جاش خیلی پیشم خالیه خیلی;........ قرب...

ارامشی میخواهم از جنس خودش..خیلی دلم هواشو کرده خیلی..خیلی د...

سـلام و درود برات اون لحـظه ای رو آرزو میکـنم از ته قلبت ل...

پشت نگاه سردت پارت ۲۰ — ویو آت 🌿صبح روز بعد، با صدای زنگ گو...

پشت نگاه سردت ...🎀🦋 پارت 21 — ویو آت 🦋🎀تمام کلاس، ذهنم درگیر...

نام: قرارداد نفرتPart:³¹بعد از ناهار، همه هنوز توی سالن نشست...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "6۴"☆ویو هانا☆چند دقیقه گذشت.دیگه گریه نمی‌کردم، ا...

╔═══.·:·.💗.·:·.═══╗پارت ۳۸🌙 ویو آتلیام: آت، راستششش...آت: را...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "62"☆ویو هانا☆آن شب...فکر می‌کردم کارهام زود تموم ...

Forced MarriagePart 56روز بعدیونا رو جلوی یه کافه دیدمهمین ک...

پارت 32🎀🦋 ویو آت 🦋🎀آت: بیا دیگه!ته: باشه. 😐🚗 توی ماشین...هیو...

نام: قرارداد نفرتPart:60بعد از کلی خنده و مسخره‌بازی، بالاخر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط