{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ددیفاکر

ددی_فاکر

پارت ۹۳


کوک:: هرچی قرار گذاشتینو کنسل کن من نیستم
& ولی جلسه مهم و...
کوک:: هوم؟!
& اوکی..
کوک:: باید برم جایی کار مهم دارم..نبینم ی ریس زنگ بزنین و بی عرزه بازی دربیارین

& چشم..
کوک:: بدرود

کوک از شرکت زد بیرون و سوار ماشینش شد..قبل حرکت زنگ زد جونگ میونگ ولی جواب نداد...بی توجه گوشیو برداشت و حرکت کرد...

‌......................................

جونگ میونگ:: چته هرزه؟؟ چرا میترسی؟! تویی ک دنبال کشتنم بودی...میبینی الانو؟..هع...بدبخته بینوا

ساناکو:: من هیچوقت از مرگ نترسیدم و نمیترسم!
جونگ میونگ:: عه؟! پ چته حرص میخوری؟ چته میلرزی؟!...

جونگ میونگ:: فقط جون بچم مهمه‌...

جونگ میونگ پوزخندی زر و نزدیکتر رفت

جونگ میونگ:: این بچه ک معلوم نی چن صاحاب داره؟
ساناکو:: دوتا داره...من...جئون جونگ کوک

جونگ میونگ:: شر نباف..
ساناکو:: مهم نیست...باور نکن
جونگ میونگ:: اوکی..ولی مهم اینه ک الان میری ب درک! هم تو هم بچه جئون جونگ کوک!

#dasam
دیدگاه ها (۰)

ددی_فاکرپارت ۹۴جونگ میونگ اصلحشو گرف سمت ساناکو و آماده بود ...

ددی_فاکرپارت ۹۵وقتی کوک رسید ب خونه جدید متوجه شد ک ساناکو د...

ددی_فاکرپارت ۹۲صب شد کوک از خواب بیدار شد جونگ میونگ هنوز ...

ددی_فاکرپارت ۹۱رفتن و نشستن رو کاناپه...اخمای جونگ میونگ ت ه...

#از_غمه_چشمانتپارت هفتم 7️⃣ته مین: اهه قرار نبود انقدر زود ب...

آلفا خوشتیپ من پارت : هفتم صبح ¥جیمین از خواب بلند شد دید یو...

#p۲: اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوباره(فلش بک به فردا):پدر ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط