{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💛 دودل نـبـاش

💛 دودل نـبـاش
⚜ یـا بـمـان

💛 یـا بـرو
🏵 امـا بـدان

💛 بـا مـانـدنت
⚜ جـان مــیـگـیـرم

🏵 و بـا رفـتـنـت
⚜ جـان مـیـدهــم
💟
دیدگاه ها (۲)

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــونقسمــت بیســت و دومسـوم سپتـ...

رمان لیچافصل ۳:برج شروع پایان من و توپارت ۳چاعان:خوبیلیا:نه ...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

آتش خفته پارت ۵

گاهی ارزش بعضی حضورها را زمانی می فهمیم که دیگر فرصتی برای ح...

True Love①④تهیونگا/ت رفت دستم رو گذاشتم روی لبم ا/ت هرروز من...

«آرامش» پارت: 3«داستان:دعوایی غیر منتظره»ته. خب پس بازی کنیم...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

#تپش.قلب.من Part 4تهیونگ:خب پس زیاد اجتماعی نیستی ات:(سرش رو...

آوای شبپارت ۱ویو نویسندهسرما ی زمستان موهای موج دار انیا را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط