{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رسید بر گذر مجنون یکی مست

رسید بر گذر مجنون یکی مست

به ره افتان و خیزان می در دست

بگفتا دست من گیری که مستم

که دوشین تا سحر پیگیر هستم

در این شهرهمچو من بسیارهستند

شب و روزان همیشه مست مستند

دگر عاشقی بازاری ندارد

کسی باعشق دگر کاری ندارد

اگر مستی بیا دستی بگیریم

رویم و ره سرمستی بگیریم

بنوشیم آنقدر تا هست گردیم

شویم فارغ ز درد و مست گردیم

نگوییم نیستیم چون بودنی هست

رویم تا آخر دنیا سرمست

که بعد از ما ره دنیا چنین است

نوشته چاره ی ما بر جبین است

بگفتا این منم مجنون لیلا

رهایم کن برو تو جان لیلا

که من مستم ولی از جام لیلا

اگر هستم کنون از نام لیلا

تواز سَر،مستی و من مستم از دل

میان ماست این پیمان مشکل

تو بیگانه شوی من آشنایم

بیابان است در دنیا سرایم

تو می خوابی و من خوابی ندارم

برای دیدنش شب زنده دارم

بیا رد شو که اینجا کوی لیلاست

که خشت و خاک آن بهر تولاست

برو مستی و من مستم نه چون تو

اگر هستی و من هستم نه چون تو

ره هستی من در هست لیلاست

دلم زخمی ز چشم مست لیلاست.....
دیدگاه ها (۱)

ای خوشا دل دادن و رسوا شدنمحو لیلی گشتن و لیلا شدن

ویران ِ دو خط شعرم آباد ِ دو خط معنا هم شعر توئی یارا هم معن...

ثروتم عاشقی و بر عشق می پیچم من هیچ اگر در نظر آید ، همان ...

خود هیچم و بی کران تو را می خواهم در سکوتِ بی زبان تو را...

#شعر_معاصر ✨محتسب، مستی به ره دید و گریبانش گرفتمست گفت: ای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط