{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ڪاش می شد لحظه ها را پس گرفت

ڪاش می شد لحظه ها را پس گرفت
عشق های بی صدا را پس گرفت

روے بودن یا نبودن خط ڪش کشید

بار دیگر یک غزل را کوک ڪرد
قصه هاے آشنا را پس گرفت

انتهاے عشق را ول ڪرد و رفت
ابتداے ماجرا را پس گرفت

پرسه زد در ڪوچہ ی دیروزها
باز آن حال و هوا را پس گرفت
دیدگاه ها (۱)

قلبی در قلمرو دشمن — پارت یازده | «صبحِ فراموش‌نشدنی»نور کم‌...

آفتابی شد به تنهایی ما  تابید و رفتآتشی زد در جواهرخانه‌ی خو...

سکوتم با تو | پارت دومتهیونگ دستمال کاغذی رو سمتش گرفت.«ببخش...

پارت⁴⁸ویو یونگیراهرو طولانی‌تر از چیزی بود که فکر می‌کردیم.ه...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟖𝟒ات با صدای بوق یکنواخت دستگا...

فیک : بین راندها

#تاج_و_طوفانپارت ۱۵۸: گفتگوی نصفه‌شبچند لحظه هر دو در حیاط س...

🌑 وارث سایه‌ها — پارت ۲۲«رازِ وارث»صدای قدم‌های مرد ناشناس د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط