{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

LIKE THE DAY THAT I MET YOU

~LIKE THE DAY THAT I MET YOU~

~هماننده روزی که تو را ملاقات کردم~

Part ۳۳



-(دکمه ی اول تیشرتش را کمی باز کرد و یقه اش را گشود. بعد از شانه کردن موهایش، به داخل تراس رفت)


+(پوفی از سیگارش بیرون دادُ به پایین تراس خیره شد. نگاهش طبق معمول سردُ جدی بود.گارد ها مشغول انجام کار بودند.)


؟¹ (با دیدن جونگ کوک در بالای تراس سریع برگشت) *تعظیم*

؟² *تعظیم*


+(پوفی دیگری کشید و سرش را به نشانه ی تایید تکان داد)


-(به سمت جونگ کوک رفت و در کنار او به نرده های سنگی تکیه داد. گردنش را کمی بالا و پایین کرد و لبخندش رضایت از سلامتی تقریبا کامل گردنش بود)


+خوب شدی پس دیگه...
(سرش را برگرداند و به ات خیره شد؛ نگاهش به یقه ی ات افتاد)


-اهوم. خیلی بهترم


+خوبه-...(نگاه جدیش را از یقه ی باز ات گرفت و دوباره به رو به رو خیره شد)


-اینکه میتونم خوب سرمو به طرفی که میخوام بچرخونم ، بعد از ۵ روز، نشونه ی بهتر شدنه دیگه


+(بدون نگاه کردن به ات، با صدای بمش به ارامی غرید)
باز کردن یقه نشونه ی چیه؟


-(کمی مکث کرد و چش غره ای رفتُ بعد یقه اش را بست)



+(سیگارش را خاموش کردُ به ات نگاه کرد)
بنظرم حالا که بهتر شدی برو پایین پیش ساراعو مونا-


-میشه به من دستور ندی؟


+هنوز دستور ندادم که-


-(چپ چپ به او نگاه کرد)


+(کمی‌به ات خیره شد و بعد به او نزدیک شد)


-(سریع عقب رفت)
میشه نکنی؟


+نه-...(از‌پشت سر ات گرفت و صورتش را به صورت خودش نزدیک کرد)


-(هلش دادُ عقب رفت)


+(ولش‌ کردُ گذاشت تا ازش دور شود)
خوب باشه نیا.
(برگشت و دوباره پشتش را به ات کرد)


-(هوفی کشید و از اتاق خارج شد)

لذت ببرین♡♤
دیدگاه ها (۸)

~LIKE THE DAY THAT I MET YOU~~هماننده روزی که تو را ملاقات ک...

~LIKE THE DAY THAT I MET YOU~~هماننده روزی که تو را ملاقات ک...

~LIKE THE DAY THAT I MET YOU~~هماننده روزی که تو را ملاقات ک...

~LIKE THE DAY THAT I MET YOU~~هماننده روزی که تو را ملاقات ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط