{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#برادر‌ناتنی‌‌من

#برادر‌ناتنی‌‌من
#Part_46
·
·
·
شخصِ‌ناشناس : " زیاد دنبالش نگرد پیداش نمی‌کنی ، اون پیش من خوشبخت‌تره.! "

این چیه.. هه فک کنم ی‍.‍ا//رو پیامو اشتباه فرستاده!

گوشیمو خاموش کردم و منتظر وایسادم تا غذا آماده بشه .

همینجوری تو فکر بودم که شاید واقعاً با من بود.. ولی خب دنبال چی زیاد نگردم؟!

همین جمله رو که گفتم یادم افتاد ا/ت تنهاست... غذارو ول کردم و بدو بدو رفتم سمت جایی که به ا/ت گفته بودم وایسه ..

نبود..! اونجا نبود..

دور و اطراف اونجارو هم گشتم اما نبود...
از همهٔ مردم اطراف پرسیدم ، از نبودش مطمئن شدم که دزدیده شده..

بدو بدو رفتم سوار ماشینم شدم و سریع خودمو به سمت ساختمون فرمانده‌ایم رسوندم

و خیلی سریع رفتم تو اتاق..

خداروشکر به ا/ت وسیله شنود وصل کرده بودم و ردیابیشون کردم..

نزدیکای حدوداً 3 ساعت از سئول تا اونجا طول می‌کشید..

سریع جلیقهٔ ضدگلولمو پوشیدم و چندتا تفنگ و چاقو برداشتم .

10 تا ون مشکی رو پر از آدم‌*ک‍//‍شام کردم و به سمت اون مکان حرکت کردیم .



ویو ا/ت >>

منتظر بودم که جونگ‌کوک بیاد..

داشتم با خودم فکر می‌کردم باید به جونگ‌کوک یه فرصت دوباره بدم..

همینجوری تو افکار خودم غرق بودم که یه دستمال جلوی دهنم گذاشته شد..

با وحشت کلی جیغ زدم ، ولی کسی اون دور و اطراف نبود و صدام رو نشنید.!

خیلی سریع پلکام سنگین شد و سیاهی....
·
·
·
دیدگاه ها (۱)

#برادر‌ناتنی‌‌من#Part_47···ویو ا/ت >>بیدار شدم و دیدم تو یه ...

«تو کامنت ها بگید تهیونگ یا جونگ کوک »❤️🍓

«عجیب نیست؟؟»

#ارباب_من#پارت_پنججونگ کوک: تو بیخود کردییی(داد) حالا هم  گم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط