{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دستِ عشق از دامنِ دل دور باد !

دستِ عشق از دامنِ دل دور باد !
می توان آیا به دل دستور داد ؟

می توان آیا به دریا حکم کرد
که دلت را یادی از ساحل مباد ؟

موج را آیا توان فرمود : ایست !
باد را فرمود : باید ایستاد؟

آنکه دستور زبان عشق را
بی گزاره در نهاد ما نهاد

خوب می دانست تیغ تیز را
در کفِ مستی نمی بایست داد
دیدگاه ها (۶)

چشم ها پرسشِ بی پاسخ حیرانیهادستها تشنه ی تقسیمِ فراوانیهابا...

جز خیالت هیچ شمعی در شبستانم نسوختباری از شمع ار نپرسی از شب...

من گرفتار شبم در پی ماه آمده امسیب را دست تو دیدم به گناه آم...

در آغوشِ پر مهرت کَسِ دیگری ‌ستمی‌ فهمم ...و عطرِ دیگری بر گ...

#عید_قربان_مبارکما چه داریم برایت ای عشق! که بریزیم به پایت ...

شب 🌑شب قبل با تمام وجود تصمیم گرفت رگ دستش را بزند .دنبال دل...

ناپلئون گمشده (فصل دوم)پارت ۴۳یک ماه از دستگیری سون-هی گذشت....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط