{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفیق،کم شدنم را ب یاد داشته باش

رفیق،کم شدنم را ب یاد داشته باش
شب قلم شدنم را ب یاد داشته باش
ک در عزای رهایی سیاه پوش شدم
پس از دوهفته گرفتار آب جوش شدم
ولی تو خوب شدی،بال و پر درآوردی
شنیدم از شب گلخانه سر در آوردی
قرار بود ک از باغ نامه بنویسی
چ کرد با من و تو،دوک های نخ ریسی؟
دیدگاه ها (۴۲)

مردمچقد فاصله؟آخر نمیشود!!!یک عمر صبر کردم و دیگر نمی شود......

من مسافری معلوم به مقصد نامعلومماز آراستگی جوانیتا شکستگی پی...

'آخر یک روز خفه ات می کند'این اتاق؛ وقتی ساکت می نشینیبه دفت...

حیف از نقش خیالی که توهم شده استفرش تا عرش لگد خورده ی مردم ...

پارت ۵۱

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت دوازدهم: نقشه‌یِ شومِ پادشاههن...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت هفتم: آتشفشانِ سرکوب‌شدهاون کل...

My lovely neighbor part : ۵۴

My lovely neighbor part : 53

به بغض کردن بی های های معتقدیو در غروب کسالت به چای معتقدیبه...

ساعت ب وقتⓗ:ⓗخاطرات سوخته وگذشتش#خیال- آمدنت-هر-شب-#ب؛سر-میز...

من از غبار سفرهای دور می آیماز امتداد شب بوف کور می آیممنم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط