{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سالهاست

سالهاست
که از جزیره ای متروک
نامه ای را در بطری روانه آبهای عالم کرده ام
اگر کسی عاشق باشد
می تواند کلماتم را بخواند
به هر زبانی
در هر سرزمینی ..
گاهی فکر می کنم
کسی می آید
و با همان شیشه برایم شراب می آورد ..
دیدگاه ها (۱)

نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه میلغزد ، ولی باران نمیدا...

مــــــــــــــــــیدانم!دیگربرای من نیــــــــــستی...امـــ...

ﻣﺎﻧﺪﻩﺍﻡ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻛﻨﻢ ﺍﮔﺮ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻛﻨﻢ ﺑﺎﻳﺪ ﺳﺎﻝ...

عاشقانه های من کوتاه است امانگاه تـــــــــونبض احساس شعر من...

📸 عکس آخرپارت چهارم: «نامه‌ای که دیر رسید»هفت سال گذشته بود....

پارت ۲۰ — بعد از آن شبسه ماه گذشت.یورا دیگر آن دختر سردرگم ر...

پارت ۲۰ — بعد از آن شبسه ماه گذشت.یورا دیگر آن دختر سردرگم ر...

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❽_بخش دوم_میدوم و می‌گردم.کجایی سوروس؟!دستی روی ...

پارت ۵۰ — بعد از اویونگی بعد از برگشتن به پایتخت، تقریباً هی...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⓪_بخش اول__تو همانی که همه عمر ...

پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ خانه‌های دنیا برایم غریبه شده‌اند....

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش دوم_متاسفانه شمشیرباز خوبی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط