{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

✅

✅

دو چشم عشوه گرت با ستاره می رقصید
نگاه ماه به تو با اشاره می خندید

چه روزهای خوشی داشتیم اول راه
صدای خنده تو در اتاق می پیچید

تو رفته بودی و چشم ام در انتظار تو بود
چه خوابهای بدی را برای من می دید

چقدر ساکت بود آن شب زمستانی
تو رفتی و تن من مثل بید می لرزید

کنار خانه ی تصویرها ،تخیل ها
زنی شبیه تو میز ناهار را می چید

فضای خانه من با تو دلخوشی ها داشت
تمام خانه به شوق تو داشت می رقصید
دیدگاه ها (۱)

فکر کن وقت تماشای تو باران بزندچک چک چتر تو در گوش خیابان بز...

دوش که غم پرده ما می‌دریدخار غم اندر دل ما می‌خلیددر بَرِ اس...

کلبه کوچک قلبم تا ابد خانه ی توستاشک من هرشب در خلوت خویش به...

می شکفد خنده ها ... در نَفَس ناز صبحبا تو تماشا کنیم ... مژد...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣4️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ با زحمت از تخت ...

رقص مرگ و عشقp¹¹هنوز بخارِ آب تویِ حمام بود. جونگکوک یه حوله...

آخرین بحث پارت ۲۴

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟓 🎸🪽𓂃 ࣪˖ ִֶָ «اسم این آهنگ... توی...

**پارت چهارم: سرعت و جنون**جونگ‌کوک با خشونتی سرد و بی‌رحمان...

پارت ۷۱

رمان تهیونگ و جنی

معاملهp1باران از نیمه‌شب شروع شده بود.قطره‌ها روی شیشه‌های ب...

╔════════════════════════════╗ پارت ۱۰۶ | «روزی که مانلی خند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط