✅
✅
دو چشم عشوه گرت با ستاره می رقصید
نگاه ماه به تو با اشاره می خندید
چه روزهای خوشی داشتیم اول راه
صدای خنده تو در اتاق می پیچید
تو رفته بودی و چشم ام در انتظار تو بود
چه خوابهای بدی را برای من می دید
چقدر ساکت بود آن شب زمستانی
تو رفتی و تن من مثل بید می لرزید
کنار خانه ی تصویرها ،تخیل ها
زنی شبیه تو میز ناهار را می چید
فضای خانه من با تو دلخوشی ها داشت
تمام خانه به شوق تو داشت می رقصید
دو چشم عشوه گرت با ستاره می رقصید
نگاه ماه به تو با اشاره می خندید
چه روزهای خوشی داشتیم اول راه
صدای خنده تو در اتاق می پیچید
تو رفته بودی و چشم ام در انتظار تو بود
چه خوابهای بدی را برای من می دید
چقدر ساکت بود آن شب زمستانی
تو رفتی و تن من مثل بید می لرزید
کنار خانه ی تصویرها ،تخیل ها
زنی شبیه تو میز ناهار را می چید
فضای خانه من با تو دلخوشی ها داشت
تمام خانه به شوق تو داشت می رقصید
- ۸۵۱
- ۲۲ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط